آي آدمها

 

آي آدمها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانيد

يك نفر در آب دارد مي سپارد جان

يك نفر دارد كه دست و پاي دايم مي زند

روي اين درياي تند و تيره و سنگين كه مي دانيد

آن زمان كه مست هستيد از خيال دست يابيدن به دشمن

آن زمان كه پيش خود بيهوده پنداريد ،

كه گرفتستيد دست ناتواني را ،

تا توانايي ي بهتر را پديد آريد ،

آن زمان كه تنگ مي بنديد ،

بر كمرهاتان كمربند ،

در چه هنگامي بگويم من ؟

يك نفر در آب دارد مي كند بيهوده جان قربان !

آي آدمها كه بر ساحل بساط دلگشا داريد !

نان به سفره ، جامه تان بر تن ،

يك نفر در آب مي خواند شما را ،

موج سنگين را به دست خسته مي كوبد ،

باز مي دارد دهان با چشم از وحشت دريده ،

سايه هاتان را ز راه دور ديده ،

آب را بلعيده در گود كبود و هر زمان بي تابيش افزون ،

مي كند زين آبها بيرون ،

گاه سر ، گه پا ،

آي آدمها !

او ز راه دور اين كهنه جهان را باز مي يابد ،

مي زند فرياد و اميد كمك دارد ،

آي آدمها كه روي ساحل آرام در كار تماشاييد ،

موج مي كوبد به روي ساحل خاموش ،

پخش مي گردد چنان مستي به جاي افتاده ، بس مدهوش ،

مي رود نعره زنان ، وين بانگ باز از دور مي آيد :

-“ آي آدمها “

و صداي باد هر دم دلگزاتر ،

در صداي باد بانگ او رهاتر ،

از ميان آبهاي دور و نزديك ،

باز در گوش اين نداها :

  1. آي آدمها

توضيح : “ آي آدمها “ از نظر فرم و محتوا ، يكي از برجسته ترين نمونه های شعرنيمايي است .

سهراب سپهری به انتخاب حرف های يک عابر : ... و من می رفتم، می رفتم تا در پايان خودم فرو افتم. ناگهان، تو از بیراهه لحظه ها، ميان دو تاريکی، به من پيوستی...