.
جام جم آنلاین: منشور کوروش به ایران آمد. در نیمه‌های شب. درست هنگامی که هیچ کس گمان نمی‌برد گرانبهاترین اثر طبقه دوم موزه ملی بریتانیا اصلا به ایران بیاید، اما منشور کوروش به ایران آمد تا ایرانیان به عنوان میراث داران کوروش هخامنشی نیز بتوانند این اثر گرانبها را از نزدیک ببینند.
.

 

در هر صورت منشور کوروش به ایران آمد. منشوری که نیامدنش آنقدر حرف و حدیث به همراه داشت که آمدنش. این روزها دیگر می‌توان گفت حدود 5 سال است که ایرانیان برای دیدن این منشور لحظه‌شماری کرده‌اند. 5 سالی که هر بار امانت‌سپاری این اثر برای نمایش در ایران با مشکلات یا بهتر بگوییم با دست‌اندازی‌های مختلفی از سوی موزه ملی بریتانیا روبه‌رو شد تا سرانجام منشور جهانی کوروش کبیر در 19 شهریور به ایران بیاید.

 

منشور کوروش چیست؟

منشور کورش از ایران بیرون نرفته بود که روزی برگردد، اما آنقدر برای ایرانیان حضورش در کشورمان اهمیت داشت که بسیاری از نمایش آن در ایران به عنوان بازگشت به وطن یاد می‌کردند. این استوانه سال‌ها قبل در عراق کشف و به انگلیس فرستاده شده، اما بسیاری امانت‌سپاری آن به ایران را به واسطه این که موطن کوروش ایران بوده است بازگشت به وطن می‌پنداشتند.

یک استوانه گلی 23 سانتی تمام منشور کوروش را تشکیل می‌دهد. بسیاری تنها یک روی این استوانه را دیده‌اند و روی دیگرش که تکه بزرگی را از دست داده است همیشه از دیده‌ها پنهان مانده است. منشور کوروش از جنس گل رس پخته شده است که روی آن 46 سطر با خط میخی اکدی جملاتی حک شده است. این منشور و دیگر منشور‌هایی از این دست در واقع فرمان‌هایی هستند که کوروش در زمان خویش صادر می‌کرد تا دستور العملی برای رفتارهای روزانه مردمان سرزمین‌اش باشد.

منشور حقوق بشر کوروش در سال 539 پیش از میلاد به فرمان کوروش پادشاه بزرگ هخامنشی ساخته شد، همان طور که گفته شد این استوانه که جنس آن از گل رس است 23 سانتی‌متر طول و 11 سانتی‌متر عرض دارد و دور تا دور آن در حدود 40 خط به زبان اکدی و به خط میخی بابلی نوشته شده‌ است. بررسی‌ها نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال 539 پیش از میلاد مسیح به دستور کوروش بزرگ پس از شکست «نبونید» (بخت‌النصر) و گشوده شدن شهر بابل نوشته شده‌ و پس از آن به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده‌ است.

در حدود سال 1285 خورشیدی (1882 ـ‌ 1879) به هنگام کاوش‌های باستان‌شناسی در بابل در میان رودان (بین‌النهرین)، هرمز رسام، باستان‌‌شناس بریتانیایی آسوری‌‌تبار، استوانه منسوب به کوروش کبیر را یافت. این لوح استوانه‌ای همان زمان به بریتانیا که حجم عمده کاوش‌های باستانی را در خاورمیانه به عهده داشت منتقل شد تا سال‌های سال در بخش «ایران باستان» موزه بریتانیا نگهداری ‌شود.

ابتدا تصور می‌رفت نوشته‌های گرداگرد این استوانه گلی از فرمانروایان آشور و بابل باشد، اما بررسی‌های بیشتری که پس از گرته‌‌برداری و آوانویسی و ترجمه آن انجام شد، نشان داد که این «نبشته» در سال 538 پیش از میلاد به فرمان کورش بزرگ هخامنشی و به هنگام ورود به شهر بابل نوشته شده است؛ نوشته‌ای که ترجمه آن حیرت بسیاری از باستان‌شناسان را برانگیخت. نوشته‌ای که در بخشی از آن کوروش بزرگ پس از فتح بابل سربازانش را به مهربانی در برخورد با اسرا فرمان می‌دهد یا آن که به آنها می‌گوید که مردم را در انتخاب دینشان آزاد بگذارند.

کشف تکه‌های جدید و کمک به خوانش بهتر منشور

همان طور که گفته شد به واسطه تصاویری که تا پیش از این از منشور کوروش در رسانه‌ها به چاپ رسیده است بسیاری از مردم تصور می‌کنند که این استوانه سفالی، کامل است، اما این طور نیست و بخشی از آن که در تصاویر نیامده است شکسته شده و هیچ کس از سرنوشت بخش شکسته شده آن خبر ندارد. همین خلأ موجود در این استوانه باعث شده است تا نظریه‌های مختلفی در مورد آن در ذهن باستان‌شناسان به وجود بیاید.

از سویی دیگر یکی از دلایلی که در طول حدود 6 سال گذشته باعث شد که این منشور به ایران نیاید کشف 2 تکه جدید از این منشور بود. مسوولان موزه بریتانیا معتقد بودند که این تکه‌ها که متعلق به بخش شکسته شده منشور است می‌تواند حرف‌های ناگفته‌ای از این منشور را برملا کند. همین امر باعث شد تا در آن زمان چالش‌های زیادی در میان باستان‌شناسان در این زمینه به وجود بیاید. عده‌ای معتقد بودند که این کشف چندان مهم نیست و عده‌ای دیگر معتقد بودند که برعکس کشف تکه‌های جدید می‌تواند رازهای ناگفته‌ای از این منشور را بیان کند.

«مطمئنا کشف تکه‌های جدید از منشور کوروش اطلاعات بیشتری از این منشور را به مخاطبان و دوستداران میراث فرهنگی ارائه می‌کند.» این جمله بسیاری از باستان‌شناسانی است که معتقد بودند که منشور ناکامل با این تکه‌های کوچک می‌تواند اطلاعات جدیدتری را منتشر کند، اما این پایان کار نبود زیرا برخی از این باستان‌شناسان نیز نظر دیگری داشتند.

آنها معتقد بودند که پیدا شدن این تکه‌ها هیچ اطلاعات جدیدتری را از این منشور به ما نمی‌دهد و بخش شکسته شده این منشور مطمئنا اطلاعات بیشتری را در مورد بخش بیانیه حقوق جهانی به ما نمی‌دهد. این موضوع از نگاهی درست بود و از نگاهی دیگر خیر. هنوز در ذهن بسیاری این طور جاافتاده است که تمامی خط‌های نوشته شده روی منشور کوروش مربوط به حرف‌های صلح‌جویانه اوست، اما به واقع این طور نیست و این منشور به موارد دیگری نیز اشاره کرده است که در واقع فرامین کوروش به شمار می‌رفته است. به عنوان مثال هزینه‌های روزانه برای پرستشگاه اسگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) چقدر بوده است یا آن که کوروش در بخشی از آن به تکمیل بازسازی دیوار حصار شهر بابل می‌پردازد یا حتی در بخشی دیگر او به تکمیل پل‌ها و نقاط مختلف و استفاده از قیر و آجر به عنوان مصالح اشاره کرده است.

به گفته عبدالمجید ارفعی باستان‌شناس و یکی از کسانی که این منشور را ترجمه کرده است در واقع قسمت حقوق بشر این منشور بخشی از گزارش کوروش از فتح بابل است. آن قسمت نهایی که حالا یک تکه نیز به آن چسبانده شده در واقع سرانجام کار است که به عنوان مثال کوروش چه کارهایی پس از فتح در بابل انجام داده است. با توجه به این که این کتیبه نوشته روحانیون پرستشگاه مردوک در بابل است باید قبول کرد که این منشور می‌تواند چندین بخش داشته باشد. در بخش اول آن آمده است که وقتی نبونید (بخت‌النصر) پادشاه بوده و بیداد و ستم روا می‌داشته، خدایان خشمگین شدند و شهرهایشان را رها کردند و مردوک در شهرها به دنبال یک آدم دادگر گشت تا کوروش را پیدا کرد تا بابل را از بدبختی حاکم نجات دهد.

پس به راحتی می‌توان دید که تمام منشور کوروش به مواردی که به آزادی و آزادگی نامگذاری شده است نپرداخته است و این تکه‌ها از نگاهی نمی‌تواند در این بخش اطلاعات جدیدتری را به ما بدهد، اما در عین حال نمی‌توان از این مهم نیز به سادگی گذشت که بخشی از منشور شکسته شده و در دسترس نیست و این تکه‌ها شاید همان تکه‌های پازل گمشده این منشور باشد.

منشور، یکتا نیست

حمید بقایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری درست یک روز پس از رونمایی رسمی از منشور کوروش در ایران به نکته قابل توجهی اشاره کرد که شنیدنش خالی از لطف نیست. او معتقد بود تکه‌هایی که در سطور بالا به آن اشاره شد اصلا متعلق به این منشور نیستند.

او اما در عین حال معتقد بود که این تکه‌های مرتبط به منشور، نقاط مبهم و شکسته آن را برطرف می‌کنند، اما متعلق به منشور دیگری هستند، بنابراین چنین فرضیه را می‌توان متصور شد که منشور کوروش همین استوانه موجود نیست.او معتقد بود که از سویی دیگر منطق نیز حکم می‌کند که پس از صدور یک فرمان حکومتی و ارسال آن به بلاد مختلف، نباید تنها یک منشور تهیه شده باشد به همین دلیل احتمال وجود منشورهای دیگر نیز قوت پیدا کرد. این تکه‌ها اگر چه به منشور دیگری تعلق دارند، اما اسرار نانوشته بخش‌های شکسته شده منشور کوروش را در خود جای دارند. این نکته در واقع نکته کلیدی بود که بسیاری از باستان‌شناسان از ابتدای مطرح کردن آن بر آن پافشاری می‌کردند.

اما هنوز نظریه مهمی که در آن به چند تایی بودن منشور کوروش اشاره دارد کماکان دغدغه بسیاری از باستان‌شناسان است. آنان معتقدند که کوروش برای بیان جهانی نظریه خود در مورد آزادی و آزادگی چندین و چند منشور ساخته و به کشور‌های مختلف ارسال کرده است. چندی پیش نسخه چینی منشور کوروش که روی 2 قطعه استخوان حکاکی شده در شهر ممنوعه چین کشف شد تا شاید دلیلی بر این مدعا باشد.

ماجرا از این قرار بود که 2 قطعه استخوان فسیل شده اسب در چین توسط اروینگ فینکل یکی از باستان‌شناسان برجسته جهانی که روی منشور کار کرده است شناسایی شد.

این دو قطعه استخوان حکاکی شده در سال‌های 1935 و 1940 توسط «خو شن‌ وی» طبیب سنتی چین خریداری شدند. خو فکر می‌کرد این دو قطعه حاوی اسنادی به خط کهن چینی است. در سال 1966 طی انقلاب فرهنگی چین او این دو استخوان را برای جلوگیری از نابودیشان در خاک دفن کرد. تا آن که در سال 1985 خو این دو استخوان را به شهر ممنوعه برد و به موزه کتیبه‌های چین اهدا کرد، اما چندی پیش یک متخصص زبان‌های خاور نزدیک باستان در موزه شهر ممنوعه تشخیص داد که نوشته روی فسیل باستانی بخشی از اعلامیه حقوق بشر کوروش و متعلق به ایران است.

همان طور که اشاره شد این مهم نشان‌دهنده چند تایی بودن منشور کوروش است. منشوری که متن آن دقیقا با متن منشور حقوق بشر سازمان ملل متحدد منطبق است و به عنوان متن اولین بیانیه حقوق بشر به ثبت رسید و البته در سال 1971 نمونه‌ای از مولاژ آن در سازمان ملل نصب شد.

قسمت‌هایی از ترجمه منشور کوروش

«آن گاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند... مَردوک (خدای بابلی) دل‌های پاک مردم بابل را متوجه من کرد زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد... نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. من برای صلح کوشیدم. برده‌داری را برانداختم. به بد‌بختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. خدای بزرگ از من خرسند شد... فرمان دادم... تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند... اهالی این محل‌ها را گرد آوردم و خانه‌های آنان را که خراب کرده بودند، از نو ساختم. صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم».

این سخنان پادشاه پیروز و فاتح شهر بابل از آن رو اهمیت دارد که بدانیم در کتیبه‌های بازمانده از دیگر پادشان بزرگ و قدرتمند گذشته همچون «آشور نصیرپال» (884 پ‌م.)، «سناخریب» (689 پ‌م)، «آشور بانیپال» (645 پ‌م.) پادشاهان آشور و «نبوکد نصر دوم» پادشاه بابل (565 پ‌م.) چنان پیروزمندانه از غارت و جنایت بر علیه مردم سرزمین‌های مغلوب سخن رانده شده که مو بر تن هر جنبنده‌ای راست می‌کند.

پس از ترجمه و انتشار فرمان کوروش بزرگ شهرت این استوانه گلی و متن بشردوستانه حک شده بر آن با عناوین «منشور آزادی» و «نخستین منشور جهانی حقوق بشر» شهرتی عالمگیر یافت، اما منشور حقوق بشر کوروش تنها یک بار و در جریان جشن‌های 2500 ساله ایران به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش درآمد.

مهدی نورعلیشاهی /‌‌ گروه فرهنگ و هنر