.

یکی از بینندگان الف از سیدنی، ذیل یکی از اخبار مربوط به وقایع اخیر، نظری ارسال کرده است که ترجمه آن با برخی تعدیلات به شرح زیر است. ذکر این نکته الزامی است که تمام موارد ذیل مورد تایید الف نیست اما به دلیل برخی نکات درس آموز آن منتشر می شود:


"جناب آقای مطهری عزیز در حالیکه شما در مورد آنچه که درباره کوروش کبیر  و حضرت ابراهیم نوشتید درست گفته اید، لطفا به موارد ذیل توجه کنید:
 
1.) آنچه کوروش کبیر انجام داد، تدوین یکسری قوانین مربوط به آزادی مذاهب برای اولین مرتبه بود و این هیچ ارتباطی به حقوق بشر که فقط یک موضوع مربوط به قرن بیستم است، نداشت. حقوق بشر مدرن شامل برگزاری دادگاههای عادلانه، آزادی بیان، احترام برای دارایی های خصوصی، حقوق اجتماعی یکسان، پرداخت مکفی برای کار و رعایت حقوق برابر برای همه است و آزادی مذاهب تنها بخش بسیار کوچکی از حقوق بشر است. متاسفانه برخی از هموطنان من از جمله محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران به نظر می رسد که از اغراق گویی  در مورد کوروش کبیر که در واقع تنها پادشاه خوب ایران پیش از اسلام بود، لذت می برند. چرا ما ایرانی ها از ساختن افسانه و داستانن لذت می بریم و اینکه می خواهیم چه چیزی از این اقدام نصیبمان شود، مرا بسیار گیج کرده است.
 
2) ظاهرا در قرآن از کوروش کبیر ( به طور غیرمستقیم) به عنوان یک فرد خوب یاد شده است و ذوالقرنین خوانده شده است. علامه طباطبایی، دکتر علی شریعتی  و همچنین چندین مبلغ اسلامی دیگر معتقدند که ذوالقرنین ممکن است همان کوروش کبیر است بنابراین اگر آقای احمدی نژاد برای کوروش کبیر احترام قائل است و مقام او را ازج می نهد،این اقدام اشتباهی به حساب نمی آید چون  در قرآن از هیچ ایرانی دیگری به جز کوروش یاد نشده است. با این حال اغراق در مورد آن باعث گسترش و انتشار افسانه ها و داستان هایی می شود که برای تقویت هویت ملی ما مناسب نیست. بگذارید مثالی بزنم: اگر شما به دائره المعارف های مشهور نگاهی بیندازیم هرگر ارتباطی میان حقوق بشر و کوروش نخواهید دید. با این حال اکثر ایرانی ها این ارتباط نادرست را بارها تکرار کرده اند. تکرار این نوع افسانه ها و داستان ها باعث می شود ایرانی ها فکر کنند پیش از اسلام، ایران بهشت آزادی مذاهب بوده که این موضوع اشتباه است. این ایرانی ها که این افسانه را تکرار می کنند نسبت به این حقیقت بی توجه هستند که "مانی" و حامیانش توسط "شاپور اول" و "مزدک" و حدود 25 هزار تن از شاگردانش توسط "انوشیروان" کشته شدند. همچنین  باید به خاطر داشت که گاو مقدس مصر نیز توسط کمبوجیه ( پسرکوروش) گردن زده شد. اکثر ایرانی های مسیحی نیز توسط پادشاهان ساسانی کشته شدند. بنابراین باید به رئیس جمهور ایران این موضوع گفته شود که ستایش های بی مورد در مورد کوروش به هیچ وجه ایده خوبی نیست. اگرچه همه ما باید آگاه باشیم که ما ایرانی ها باید به کوروش افتخار کنیم. کوروش یکی از معدود پادشاهان نسبتا خوب ایران مانند کریم خان بوده است و به همین دلیل احتمالا از وی در قرآن به عنوان ذوالقرنین یاد شده است. . . (الف)