30 سال از درگذشت سهراب سپهری می‌گذرد

 

امروز اولین روز ماه اردیبهشت هم‌زمان است با سال‌روز درگذشت سهراب سپهری، شاعر و نقاشی که بر صفحه‌ی کاغذ نقش می‌زد و بر بوم کلمه می‌نگاشت.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سهراب سپهری در پانزدهم مهرماه سال 1307 در کاشان در خانواده‌ای مذهبی و هنردوست به دنیا آمد. در مدرسه‌ی خیام و دبیرستان پهلوی کاشان تحصیل کرد. دیپلم ادبیات و علوم انسانی گرفت. سپس به تهران آمد و در دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم‌زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از هشت ماه استعفا داد.

سهراب اولین مجموعه‌ی شعر خود را با نام «مرگ رنگ» در سال 1330 منتشر کرد. این دفتر شامل مجموعه‌ی شعرهای او در قالب نیمایی و چهارپاره است.

او سال 1332 از دانشکده‌ی هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد و نشان درجه‌ی اول علمی را دریافت کرد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت کرد و دومین مجموعه‌ی شعر خود را به نام «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد.

در مرداد 1336 از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمنا در مدرسه‌ی هنرهای زیبای پاریس در رشته‌ی لیتوگرافی نام‌نویسی کرد. او همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمرش ادامه داشت.

سهراب در سال ‌1338، «آوار آفتاب» را منتشر کرد، که مورد استقبال قرار گرفت. از آثار او به مجموعه‌ی کتاب‌های «صدای پای آب»، «شرق اندوه»، «حجم سبز»، «ما هیچ، ما نگاه»، «در کنار چمن» و «هشت کتاب» که مجموعه‌ی آثار اوست، می‌توان اشاره کرد.

شعر سهراب نرم و لطیف است و در زمانه‌ای پرغوغا از طبیعت برای بیان مفاهیم فلسفی و عرفانی می‌گفت. در شعرهای او همه چیز احساس می‌یابد، انگار تمام ذرات کائنات را سرشار از شور و شعوری می‌دانست که شعرش را خیال‌انگیز و پرتصویر کرده است. تصویرپردازی، طبیعت‌گرایی و حس‌آمیزی را شاید بتوان یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شعری سهراب خواند.

کسی نیست،

بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت

میان دو دیدار قسمت کنیم

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.

بیا زودتر چیزها را ببینیم

ببین، عقربک‌های فواره در صفحه ساعت حوض

زمان را به گردی بدل می‌کنند

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی‌ام

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

سهراب در نقاشی و شعر اسلوب خاصی دارد. گاه در شعر سهراب مرز بین نقاشی و شعر از بین می‌رود. نقاشی او از نقاشی ژاپن بی‌تأثیر نبوده و شعرش هم از عرفان بودایی رنگ پذیرفته است.

سهراب سپهری در غروب اول اردیبهشت‌ماه سال 1359 در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت.

صحن امام‌زاده سلطان‌علی روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی این شاعر و نقاش است.

اهل کاشانم

روزگارم بد نیست

تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی

مادری دارم، بهتر از برگ درخت

دوستانی، بهتر از آب روان

و خدایی که در این نزدیکی است

لای این شب‌بوها، پای آن کاج بلند

روی آگاهی آب، روی قانون گیاه . . . <<<<<