تو را من چشم در راهم شباهنگام ،

كه مي گيرند درشاخ تلاجن سايه ها رنگ سياهي ،

وزان دل خسته گانت راست اندوهي فراهم ،

تو را من چشم در راهم ،

شباهنگام در آن دم ، كه برجا ، دره ها چون مرده ماران خفتگانند ،

در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي رام ،

گرم ياد آوري يا نه ، من از يادت نمي كاهم ،

تو را من چشم در راهم

نيمايوشيج

توضيح : تعداد شاعراني كه قادر بوده اند شعر نيمايي بسرايند انگشت شمارند . شما مي توانيد اشعار نيما را با اشعاري كه در سلسله سروده هاي “ از شعر نيمايي تا بهارستان “ برايتان برگزيديم مقايسه نماييد . شعر نيمايي ، نه تنها در قالب و فرم ، بلكه در محتوا هم داراي مضامين ويژه اي است . نيما ترنم دردهاي جامعه است . سخن بزرگان شعر و ادب فارسي را در باره ي نيما در ده قسمت خوانديد . تنها كافي نيست كه مصراع ها را كوتاه و بلند كنيم و قافيه ها را حذف و يا كم كنيم تا شعر نيمايي داشته باشيم . يك بار ديگر “ بهارستان “ را مرور كنيد .

امير : ... باب دل من معجونی از علم و ادب ...