بیشتر مورخان و کرونیکلرها در این که رودکی پدر شعر پارسی نوین (پارسی معاصر) 25 دسامبر سال 860 میلادی به دنیا آمده است متفق القولند و برخی هم با محاسبات خود، وقوع آن را در همان روز ولی در سال 858 میلادی نوشته اند. سال درگذشت وی 940 میلادی است که چند پژوهشگر، درست آن را سال 941 میلادی می دانند. رودکی متولذ تاجیکستان شاعر مشترک همه پارسیان جهان و از عوامل وحدت فرهنگی مردمی است که در قطعات منفصله امپراتوری پارسیان زندگی می کنند و نیاکان و درنتیجه خصلت ها و منش مشترک دارند.
    

تاجیکها بیش از سایر پژوهشگران در باره کارها و اندیشه های رودکی تحقیق کرده اند و به خواست آنان، دولت شوروی در سال 1958 تمبر یادبود او را چاپ و منتشر ساخت.
    دولت وقت ایران نیز سوم دی ماه سال 1337 (1958) همزمان با پارسی زبانان شوروی و مردم افغانستان زادروز رودکی را با شکوه تمام برگزار کرد، اما با جزیی اختلاف عنوانش را یکهزار و یکصدمین زادروز رودکی گذارد و قرار شد در تهران _ در محل ساختمان دبستان دولتی رودکی در خیابانی منشعب از خیابان حافظ یک تالار هنر به نام رودکی بسازند که ساخته شد (پس از انقلاب 1357 نام تالار رودکی به تالار وحدت تغییر داده شده است). در ایران نیز همان سال تمبر پستی رودکی چاپ و به جریان گذارده شد.
     رودکی نه تنها شاعر بلکه نوازنده و خواننده هم بود. مجسمه های او در میدانهای شهرهای کشورهای پارسی زبان قرار داده شده است تا از زحمات و خدمات او قدردانی شده باشد.


    پیش از رودکی هم شاعران پارسی گو بودند، ولی رسم بر این شده است که بگویند: شعر پارسی با رودکی دوباره به دنیا آمده است. رودکی که در یک روستای رودک به دنیا آمده و نامش ابوعبدالله جعفر ابن محمد بود در دوران سامانیان می زیست که در ایران پس از حمله عرب، بیش از هر دودمان دیگر برای احیاء زبان فارسی و فرهنگ و تمدن ایرانی کوشیدند و نمونه بارز میهندوستی ایرانی را ارائه دادند.
     از اشعار رودکی اعم از غزل، قصیده، مثنوی و قطعه و نیز از توصیفهایی که کرده است به نظر نمی آید که نابینای مادرزاد بود و به احتمال زیاد در مقطعی از عمر کور شده بود. به گفته خود او، بدون آموزگار به این مرتبه از هنر و ادب دست یافته بود که این اظهار نشان می دهد از هوش و استعداد فراوان برخوردار بوده است.
     از اشعار رودکی که در بیش از صد دفتر درج شده بودند بیش از هزار بیت در دسترس نیست که ابیات: بوی جوی مولیان آید همی ــ یاد یار مهربان آید همی .... ای بخارا شاد باش و شاد زی ــ میر (امیر) زی تو میهمان آید همی .... از آن جمله اند که گویند امیر سامانی با شنیدن این ابیات به اقامت طولانی خود در شهر هرات پایان داد و همان دم روانه شهر بخارا شد.
    اشعار باقی مانده از رودکی تسلط گسترده او را بر زبان و واژگان پارسی ثابت می کند. وی یکی از 27 شاعر پارسی گوی دوران سامانیان بود، ولی برتر از همه. گویند رودکی در صدد به نظم در آوردن کلیله و دمنه هم بود. مرور بر اشعار رودکی نشان می دهد که پارسی امروز با زبان هزار و صد سال پیش تفاوت زیاد ندارد و این استواری منحصر به فرد زبان پارسی را در میان زبانهای دیگر، باید مرهون شعرای پارسی گویی چون رودکی، فردوسی، حافظ و ... بود و عمیقا قدردانشان باشیم. زبان پارسی به خاطر اشعار آنان بوده که این چنین استوار باقی مانده است. دانشمندان معاصر رودکی وی را ستوده اند از جمله ابوالفضل بلعمی.
    رودکی در باب اندرز هم اشعار متعدد گفته از جمله:
    
زمانه پندی آزاده وار داد مرا

 زمانه را چو نکو بنگری همه پند است
    
به روز نیک کسان غم مخور، زنهار

 بسا کسا که به روز تو آرزومند است
    
    
    همچنین:
     
 اندر بلای سخت پدید آید

فضل و بزرگمردی و سالاری
    
    
    و نیز:
     
    
مهتران جهان همه مردند

مرگ را سر فرو همی کردند
    
 زیر خاک اندرون شدند آنان

 که، همه کوشک ها بر آوردند
    
 از هزاران هزار نعمت و ناز

نه به آخر، به جز کفن بردند