گزارشی از وضعیت طنز و طنزپردازی در ایران
.
جام جم آنلاین : قدیمی‌ها می‌گفتند «خنده، نمک زندگی است» و امروزی‌ها که سررشته‌ای در حوزه روان‌شناسی و جامعه‌شناسی دارند برای انسان‌هایی که اسیر فرهنگ شهرنشینی شده‌اند، خنده را تجویز می‌کنند؛ اما خوب که در حاشیه و متن زندگی دقیق می‌شوی درمی‌یابی برای دستیابی به این نمک باید وسیله‌ای، ابزاری، چیزی باشد. مثل طنز مکتوب، شفاهی یا تصویری و ...

همه اینها را نوشتیم که برسیم به نکته اصلی که ضرورت حضور طنز و طنزپردازی به صورت جدی و حرفه‌ای در فضای فرهنگی اجتماعی کشور است. در ضرورت این قضیه البته کمتر کسی شک دارد، اما مهم این است که ضرورت حالا چه شکل و شمایلی پیدا کرده است، بخصوص که اکنون طنز هم در کشور ما صاحب جشنواره شده که یکی از آنها جشنواره طنز مکتوب است و دیگری جشنواره طنز تهران. به بهانه برگزاری جشنواره طنز تهران در هفته گذشته سراغ کارشناسان و طنزپردازان کشورمان رفته‌ایم تا ببینیم وضعیت این نمک زندگی در جامعه ما چگونه است و جشنواره‌ها در زیاد یا کم شدن شوری‌اش چه نقشی دارند.

ضرورت حضور طنز در جامعه

ابوالفضل زرویی نصرآباد، شاعر و طنزپرداز درباره ضرورت پرداختن به طنز در جامعه می‌گوید: بسیاری از مسائل و اخلاق شهروندی را اگر با قهر و اخم بخواهیم تذکر بدهیم، بی‌شک راه به جایی نخواهیم برد و به شعله‌ور شدن آتش کینه مردم نیز دامن زده‌ایم، اما اگر با طنز این اتفاق بیفتد تاثیر خوبی خواهد داشت.

ناصر فیض نیز با اشاره به این‌که طنز در تعادل بخشیدن به جامعه نقش مهمی ایفا می‌کند، یکی از ضرورت‌های کاربرد طنز را ایجاد نشاط و انبساط خاطر در جامعه و بین مردم می‌داند. این شاعر طنزپرداز، مسائل و مشکلات فرهنگی اجتماعی و برانگیختن مردم و مسوولان برای تامل و تفکر روی آنها را یکی دیگر از فواید کاربرد طنز می‌داند و می‌گوید: در طنز اعتراض وجود دارد. اعتراض به یک معضل اجتماعی یا فرهنگی که قبحش از بین رفته و به عادت تبدیل شده و طنزپرداز زشتی آن عادت را نشان می‌دهد و باعث چاره‌اندیشی برای برطرف‌شدن آن می‌شود.

رویا صدر، طنزپرداز دیگری است که از طنز به عنوان لازمه حیات آدمیزاد و ممزوج با زندگی او نام می‌برد. این شاعر طنزپرداز می‌گوید: افلاطون خنده را وجه تمایز میان انسان و حیوان می‌دانست و به همین علت می‌گفت: انسان حیوانی است که می‌خندد، بنابراین طنز با وجود انسان گره خورده و وجودش در جامعه لازم و ضروری است.

داریوش کاردان طنزپرداز، بازیگر و مجری توانمند رادیو و تلویزیون نیز اهمیت حضور طنز در فضای جامعه را یادآور می‌شود و ضرورت کاربرد طنز را اجتناب‌ناپذیر می‌داند. به گفته او: اگر کسی بخواهد به ضرورت طنز شک کند مثل این است که به ضرورت وجود اکسیژن، آب، غذا و هنر شک کرده است.

بهمن عبدی کاریکاتوریست، گرافیست و انیماتور کشورمان نیز طنز را وسیله‌ای مناسب برای فرهنگ‌سازی می‌داند و می‌گوید یکی از رسالت‌های هنر تجسمی کاریکاتور، فرهنگ‌سازی است و این مهم با ابزار و وسایلی از قبیل طنز که در اختیار کاریکاتوریست‌ است بهتر و زودتر به نتیجه می‌رسد و اثرگذارتر و ماندگارتر است.

افت طنز در جامعه

متاسفانه با وجود ضرورت بسیاری که در سطح جامعه برای حضور جدی، وسیع و قدرتمند طنز احساس می شود، در عمل شاهد حضور کمرنگ و ضعیف این هنر ارزشمند و کاربردی هستیم. به عقیده جلال رفیع، با این‌که پیشینه خوبی در زمینه طنز مطبوعاتی داریم، اما در دوره فعلی شاهد رشد و بالندگی طنز در مطبوعات‌مان نیستیم. این نویسنده و طنزپرداز با تاکید بر این مطلب که نقد و انتقاد همیشه به مذاق همگان خوش نمی‌آید، علاوه بر سعه صدر کم برخی مدیران، عوامل دیگری را نیز در این خصوص دخیل می‌‌داند و می‌گوید: متاسفانه در کشور ما هنوز مرزهای ظریف طنز و تمسخر از هم کاملا تفکیک نشده‌اند و همین مساله مشکلات بسیاری را برای طنزپردازان رقم زده است.

زرویی نیز با اشاره به امیدبخش نبودن وضعیت طنز در مطبوعات نسبت به سال‌های گذشته می‌گوید: متاسفانه در مطبوعات شاهد نوعی نگاه مسموم به طنز و طنزپرداز هستیم که همین مساله موجب می‌شود انتظار حرف‌های جدی را از طنزپرداز در مطبوعات نداشته باشیم.

داریوش کاردان نیز ضمن گلایه از کمبود و ضعف آثار تولیدی طنز (چه در عرصه طنز مکتوب و چه در عرصه سینما و تلویزیون)‌ می‌گوید: کمبود موجود در زمینه آثار طنز نشان می‌دهد هیچ‌کس طنز را جدی نمی‌گیرد، در حالی که شادی و نشاط و سلامت‌ روانی جامعه در گرو اهمیت دادن به طنز و آثار تولیدی طنز‌پردازان است.

کاردان همچنین با ذکر گلایه و اظهار تاسف از نبود مسوول و متولی خاصی برای طنز می‌گوید: حتی زباله‌ها مسوول دارند. جمع‌آوری آنها از سطح شهر تحت نظر یک مسوول انجام می‌شود. هر کاری توی این کشور صاحب و مسوول دارد بجز طنز که هیچ متولی و مسوولی ندارد، چه در بخش‌خصوصی و چه در بخش‌دولتی.

کاردان می‌گوید: مشکلات زیادی دست در دست هم می‌د‌هند که کسی نتواند طنز خوب کار کند. از طرف دیگر آستانه تحمل مردم هم پایین آمده و کسی طاقت شوخی ندارد. با هر کسی، هر گروه و هر صنفی شوخی می‌کنی به دردسر می‌افتی. به همین علت سازندگان آثار هنری به سراغ فکاهی می‌روند تا فقط مردم را بخندانند. کاردان با اظهار نگرانی بابت روند روبه‌ افول طنز ادامه می‌دهد: با این اوضاع، ابتذال طنز و انحراف از مسیر اصلی و واقعی آن صددرصد خواهد بود و پیش‌بینی من این است که اگر فکری اساسی نشود در یکی دو سال آینده شاهد مرگ و نابودی طنز واقعی در جامعه خواهیم بود. . . >>>>>