طغیان و سرکشی عاشق هرچند که در غزلیات سعدی به شکل نسبتاً خفیفی نمایان است و باید آن را بخشی از شخصیت منتقدانة او به‌شمار آورد، ولی به هرحال می‌تواند بسان دانه‌های عصیانی باشد که در چند قرن بعد در دشت غزل روییدند و رنگ و بوی این نوع شعر را کاملاً تغییر دادند.

در این بخش به برخی از جنبه‌های رفتاری محبوب که مورد انتقاد سعدی واقع شده‌اند می‌پردازیم که وی با زبانی انتقادی و البته لطیف بیان کرده است.

الف) انتقاد از پیمان‌شکنی یار:

نبایستی هم اول مهر بستن

چو در دل داشتی پیمان شکستن

بناز وصل پروردن یکی را

خطا کرد به تیغ هجر خستن

(کلیات / غ 459 / ب 1ـ2)

ای سخت کمان سست پیمان

این بود وفای عهد اصحاب؟

(کلیات / غ 26 / ب 3)

خطا کردی به قول دشمنان گوش

که عهد دوستان کردی فراموش

(کلیات / غ 333 / ب 1)

ب) انتقاد از بی‌اعتنایی معشوق:

آخر ای سنگدل سیم زنخدان تا چند؟

تو زما فارغ و ما از تو پریشان تا چند؟

خار در پای گل از دور حسرت دیدن

تشنه از آمدن از چشمه حیوان تا چند؟

(کلیات / غ 227 / ب 2ـ1)

پس در طلبت سعی نمودیم و نگفتی

کاین هیچ کسان در طلب ما چه کسانند

(کلیات / غ 249 / ب 2)

چشم رضا و مرحمت بر همه باز می‌کنی

چونکه به بخت ما رسد این همه ناز می‌کنی

(کلیات / غ 622 / ب 1)

ج) انتقاد از رخسار نمودن معشوق به دیگران:

که گفت آن روی شهر آرای بنمای

دگر بارش که بنمودی فراپوش

(کلیات / غ 333 / ب 2)

ای که انصاف دل سوختگان می‌ ندهی

خود چنین روی نبایست نمودن به کسی

(کلیات / غ 580 / ب2)

بارها گفته‌ام این روی به هرکس منمای

تا تأمل نکند دیده هر بی‌بصرت

(کلیات / غ 35 / ب 6)



2ـ انتقاد از ملامتگران . . >>>>>