نيما به اين اعتبار كه شعرش در قلمرو شعر ناب و بري از آميختگي ( به زهد و فلسفه و خطابه و وعظ ) و آلودگي ( به مدح ) است و سرشار از عصمت و صفاي روستايي ، به باباطاهر مي ماند . مخصوصا حساسيت و سوز سخنش ، و به اين اعتبار كه در كنه اعراض تصاوير و تماثيل و واقعيات عيني ، جوهر شعرش متكي به ذائقه فكري و عمق دردهاي بشري است ، و جهان بيني دارد ، به خيام مي ماند ، البته بي قاطعيت و صراحت خيام كه از لطايف هنر اوست ، بلكه با ابهامي غالبا معتدل و اين ابهام زاييده ي همان بيان تمثيلي و عيني اوست

مهدي اخوان ثالث - گزيده آثار نيمايوشيج ، انتشارات مرواريد ، ص 37