مطالب این بخش به معرفی شخصیتی ادبی و فرهنگی‌مان اختصاص دارد. افرادی تأثیرگذار بر فرهنگ و تاریخ ما. افرادی که پل بین گذشته و حال هستند و ما را با هویت ایرانی مان پیوند می‌زنند.

دکتر ناهید معتمدی: رودکی شاعر آغاز قرن چهارم هجری دوره سامانیان است. نام و نسب او ابوعبدالله جعفربن رودکی سمرقندی است. او در اواسط قرن سوم هجری در رودک سمرقند متولد شد و در همان جا پرورش یافت، از همین رو به رودکی معروف شد. در کودکی حافظه‌ای قوی داشت. هشت ساله بود که قرآن را حفظ کرد و به شاعری پرداخت. رودکی آوازی خوش و صوتی دلکش داشت. همین استعداد او را با نوازندگان نام‌آور زمان آشنا کرد، چنانکه بختیار نامی که استاد موسیقی بود او را به شاگردی برگزید و موسیقی و چنگ را به او آموخت.

رودکی به بخارا رفت. به درگاه پادشاهان آل سامان (سامانیان) راه یافت. در آنجا به خاطر استعداد و بن‌مایه هنری خویش شهرت و نفوذ بسیار یافت. «نصربن احمد سامانی» پادشاه بخارا شیفته ذوق و قریحه رودکی شد و او را مورد لطف خویش قرار داد و صله و انعام بسیار به او هدیه کرد.

رودکی نیز ذوق و هنر خویش را در خدمت پادشاه سامانی گذاشت؛ شعر می‌گفت، چنگ می‌نواخت و مجلس پادشاه را در شوق و شور غرق می‌کرد. در این مجالس نام‌آوران و بزرگان ماوراءالنهر حاضر بودند. «بلعمی» وزیر سامانیان رودکی را در همه عرب و عجم بی‌نظیر می‌شمرد.

رودکی در اواخر عمر بینایی خود را از دست می‌دهد. برخی عقیده دارند وی کور مادرزاد بوده است. او در شاعری قدرت و مهارتی بی‌مانند داشت و در توصیف احوال و تجسم مناظر بسیار چیره دست بود. تشبیهات و توصیف‌های به کار گرفته در اشعار او در نهایت لطافت و انسجام است. غیر قصیده‌سرایی، مثنوی‌هایی نیز دارد، مثنوی «کلیله و دمنه» و «منظومه سندبادنامه» از آن جمله است. از آثار او جز ابیاتی پراکنده باقی نمانده است. غزل او مایه حسادت و حسرت «عنصری» شاعر همزمان او بود. وی در اشعار زیر حسرت خود را بیان می‌کند:

غزل رودکی‌وار نیکو بود

غزل‌های من رودکی‌وار نیست

اگر چه بگویم به باریک وهم

بدین پرده اندر مرا بار نیست

غالب اشعار رودکی از شادی و طرب سرشار است و از فلسفه خاص برخوردار است. بی‌توجهی به آنچه مایه اندوه و سستی است در آثارش بارز است. او را مخترع وزن رباعی نیز دانسته‌اند. زبان شعر او ساده و روان و به دور از تکلف است. تصویرهای شعر او متحرک، زنده و پویاست و پر از مضامین لطیف است.

رودکی پدر شعر فارسی است و پایه‌گذار سبک خراسانی یا ترکستانی در شعر کهن است. در اشعار او شور و شادی، وجد و ملال، پند و اندرز، شک و یقین به هم آمیخته است. رودکی پیشاهنگ قصیده‌سرایی است و کهن‌ترین قصیده از آن اوست وفات او را سال 329 هجری نوشته‌اند.

تاجهان بود از سر آدم فراز

کس نبود از راه دانش بی‌نیاز

مردمان بخرد اندر هر زمان

راه دانش را بهر گونه زبان

گرد کردند و گرامی داشتند

تا بسنگ اندر همی بنگاشتند

دانش اندر دل چراغ روشن است

وز همه بدتر تن بی جوشن است

منبع : اطلاعات


منابع: ‏

احوال و اشعار رودکی: استاد سعید نفیسی

تاریخ ادبیات ایران: دکتر ذبیح‌اله صفا

با کاروان جمله: دکتر عبدالحسین زرین کوب

اشعار رودکی همراه با توضیحات به کوشش دکتر خلیل خطیب رهبر

برگزیده اشعار رودکی و منوچهری: دکتر اسماعیل حاکمی