به بهانه گرامیداشت عطار نیشابوری
شگفتا منطق‌الطیر!
جام جم آنلاین : اکنون در آستانه هزاره دوم آهوی کوهی، خانواده‌های اصیل ایرانی، واضع عرفانی ایرانی را در گذر زمان فراموش نخواهند کرد. ادبیات فارسی بخش سترگی از هنر قومی و ملی خود را مدیون عرفان اسلامی است. سلسله جنبان این عرفان به شعر – اگرچه حکیم سنایی بوده است – اما شیخ فریدالدین عطار نیشابوری نیز از پی او آمده است. گستره عرفان ایرانی در نظم و نثر با عطار، عطرآگین شده و باغ سبز معنا را نشان خانواده‌های اصیل ایرانی داده است.

در آستانه فصلی نو، سایه‌ها نیز معطر شده‌اند. تا نفس تازه کنی، باران هم سرخواهد رسید. سایه‌ها رنگ خواهند باخت. نرمتابِ مهتاب دامنه کویر ایران را سفیدپوش خواهد کرد.  و فردا، آفتاب صبح نیشابور را خواهی دید که شعر را دستمایه خیالی رنگین قرار داده و از گوشه و کنار خاوران سربرآورده است. حالا دیگر می‌توان از عطار سخن گفت. چهره روز از روز پیش لطیف‌تر شده است. به احترام و به نشانه بزرگداشت، برای بزرگترین شاعر عرفان ایرانی دست تکان می‌دهم.

***

مگر قصه سیمرغ را نشنیده‌ای؟ باید جهان را از لوث کثرت پاک شود. در زمانه‌ای به سر می‌بریم که میل خداجویی کم شده است. باید از خدا معذرت بخواهیم. صبح یک روز بهاری به یاد مردان خدا «تذکره‌الاولیا» را گشودم و باب بایزید بسطامی را بو کشیدم. از یاد کردِ نام مردان خدا وجودم در نور غرق شد و همان آن به سراغ داستانی تازه و به سر وقت طرحی نو رفتم.

به یاد سفر مشهد رضوی افتادم و مسیر عطرآگین عرفان اصیلش. چشمانم به لطافت چشمه‌ای و نجابت آهویی تبدیل شده است. سکوت، حرفم را بلعیده است و در دم به نعره‌های پلنگی مانسته و هنوز ندانسته که آفتاب صبح سمج‌تر از آن است که به این راحتی از سر کوچه باغهای نیشابور بپرد. داستان عشق قوی پنجه طاقت‌شکن شیخ صنعان را مگر نشنیده‌ای؟ از زبان پرندگان بشنو! منطق‌الطیر را بگشا! روز بازگشایی مکتب عرفان عاشقانه است!

عطار، یادآور سنت ادبی کهن ماست. در واقع، داستان از زبان عطار نقل می‌شود.

منطق تصویرگری و داستان‌سرایی

«منطق‌الطیر» داستان منظوم بلندی است که کاملا بصری (سینمایی) نوشته شده است. این منظومه، خواننده را در خود حل می‌کند تا آنجا که گویی تماشاگری است که به تماشای فیلمی نشسته است.

عطار، به طرح و توصیف عشق عرفانی مبتنی بر وحدت شهود پرداخته است فضای منطق‌الطیر سرشار از عطر عاشقی است. شگرد عطار در فضاسازی داستان اصلی و داستان‌های فرعی مبتنی بر باوری قلبی و شهودی است. خلق جدید در سراسر کتاب منطق‌الطیر مشهود است. اسلوب عطار برای بازسازی و باوراندن فضا،‌ معطوف به خلق واقعیت است، اما آرمان شاعر در سراسر متن با واقعیت گره خورده است (سبکی نو در داستان‌پردازی، آن هم هشتصد سال پیش از این، آیا به راستی شگفت‌آور نیست!؟)

متن منطق‌الطیر خواننده را وامی‌دارد تا به هنگام قرائت متن، به دنبال حقیقت، روان باشد. معانی نهفته در خلال متن، آینه‌هایی تو در تو هستند (انعکاسی از احوالات آدمی در مسیر سلوک و رفتار) کیفیتی که یک متن عرفانی را به یک متن داستانی نزدیک می‌کند، کیفیتی در خور توجه است. بحث بر سر کیفیت روایت و پرداخت داستان است. زبانی که عطار در منطق‌الطیر به کار گرفته، زبان رمزی و سمبلیک است. و این زبان، امتیاز ادبی این متن را برجسته‌تر می‌سازد.

درِ اطاق آبی عرفان به روی مسافرو  سالک باز است. غبار راه بیفشان! دست از تعصب بردار (عطار می‌گوید). شگفتا منطق‌الطیر!

عجب کتابی است منطق‌الطیر! میراث معنوی نیاکان ما! عرفان را در گوش گرگ بیابان هم که بخوانی، پوزه‌اش بسته می‌شود. سگها هم پارس نخواهند کرد. تا پاسی از شب نگذشته است برخیز! برخیز و راه بیفت! در این دنیای مجازی بجز عشق چه داری که بورزی!

عندالطلوع را عشق است! صلوه ظهر را عشق است! هفت شهر عشق را عشق است! با شیخ‌الرئیس همسفر شو! رساله‌الطیر را به رسمیت بشناس! چراغ‌های رابطه روشن‌اند. ما در عصر فواره‌های سرنگون زندگی می‌کنیم. هدهد را دریاب! هنوز خبرهایی در راه است. بوطیقای عرفان در رفتن است. عطار، پرواز را به تو خواهد آموخت. پرواز، نقض رفتن نیست. اگر بال پروازت شکسته است، راه بیفت! بالت شکسته است، پایت که بسته نیست! از میان معدود شاعران ایرانی، عطار بیش از همه، دل بسته سلوک بود. او در روزگار مغول زده وحشت و تاریکی، پلک زندگی معنوی را گشود.

آموختن عشق و خردورزی

عطار نه تنها در نثر دلکش و شیرین و جذاب تذکره‌الاولیایش! بلکه در سرتاسر منظومه‌های عرفانی‌اش از اسرارنامه، الهی‌نامه، مصیبت‌نامه تا منطق‌الطیرش به ما می‌آموزد که خدا را عاشقانه دوست بداریم. زندگی عطار، یادآور زندگی پارسایان پارسی در سده‌های میانه است. تاثیری که نوشته‌ها و شعرهای او در ذهن و زبان و روان نسل امروز بجا گذاشته تاثیری مثبت است.

خواننده امروز، خود باید به درون متن راه بجوید و با درک نهفته عرفان درآمیزد. افق اندیشه عطار، افق اندیشه‌های دینی و عرفانی است. اگر دست ما و دست نسل جوان امروز از دامن اندیشه‌های عطار کوتاه است، نشانه آن است که عرفان، امری دور از دسترس است. سخن عرفانی، سخن مقتدرانه‌ای است که هر ناواردی بدان دست نتواند سود! با این همه، اگر هدف، گزارشگری و بازجست معنای متن باشد باید با کشف رموز و اصطلاحات عرفانی آشنا شد.

نباید پنداشته شود که عرفان ایرانی با خرد اصیل در ستیز است! عطار، دلبسته عظمت خداوند است و از این روی، اغلب در وادی حیرت و مسیر حیرانی اسب قلم می‌چراند. عطار شیفته قرآن و حدیث و سپس شیفته کلمات مشایخ عرفا و صوفیه است که برای او در حکم شرح متن است. وی خود نیز در پی کشف نکته‌های بدیع است. هم از این روی، اغلب عبارات او در تذکره‌الاولیا در سرحد زیبایی است.

نظیر این عبارت: «این چه درد بوده است در جان‌های ایشان، که چنین کارها و از این شیوه سخن‌ها از دل ایشان به صحرا آمده است؟»

نثر تذکره‌الاولیا تاثیری شگرف بر نثر تذکره‌نویسی در سده‌های بعد، نزد تذکره‌پردازان زبان فارسی داشت. پس از عطار، کمتر تذکره‌نویسی پیدا شد که بتواند از الگوی مصرف بگریزد. یکی از مشهورترین نویسندگانی که بعد از عطار از الگوی او تاثیر پذیرفت، نورالدین عبدالرحمن جامی است که کتاب نفحات‌الانس را به شیوه تذکره‌الاولیای عطار تصنیف کرده است.

تاثیر عطار بر مولوی غیرقابل انکار است. و نیز تاثیر عطار بر حافظ از چشم پژوهشگران عرفان و ادبیات فارسی پوشیده نیست. در این جستار بحث ما بر سر برشمردن شباهت‌های آثار این سه شاعر عارف نیست (زیرا این کار،‌خود رساله مستقلی را می‌طلبد). تاثیر عطار بر شاعران و نویسندگان امروز در روزگار ما خالی از فایدتی نیست. نثر عطار شاید بیشتر از شعرهای عطار بر شکل‌گیری شعر امروز اثر گذاشته است. نمونه‌ای از این تاثیرگذاری را می‌توان در شعر منثور و یا در شعر سپید مبتنی بر دکلماسیون کلام نزد شاعران امروز یافت. ضرباهنگ زبان عطار در شعر شاعران امروز یکی از ویژگی‌های زبان شعر امروز را با تکیه بر باستان‌گرایی و کهن‌گرایی می‌نمایاند. تذکره‌الاولیا کتابی است که در آن به مساله زبان و مصادیق آن اشاره‌های فراوانی شده است. کتاب در عین باور به حقیقت واحد، در پی توضیح جزییات و اجزای وجود آدمی از مشاهدات یک سالک نشات می‌گیرد. متن، هم مخاطب را راه می‌نماید و هم به زبان اشارت طی طریق را به خواننده وا می‌نهد، و این شگرد مخصوص عطار است.

راهنمای مبدا و مقصد

عطار، حکیم وعارف است. او در شعر و نقد دستی قوی (یدی طولا) دارد. شعر او با شرع گره خورده است. حقایق دینی نزد او محترم‌اند. و از این حیث ماهیت شعر و شاعری نزد او با نقد درآمیخته است. مثنوی مصیبت‌نامه گواه این مدعاست. شاعری عطار ذیل فلسفه و جهان‌بینی او مطرح می‌شود. جهان‌بینی او نیز جهان‌بینی عرفانی است. جهان در نزد او پرتوی از صنع الهی است. صنع الهی همان حسن ازلی است. تمام حرف عطار در این دو بیت خلاصه می‌شود:

شعر و شرع و عرش از هم خاستند

تا دو عالم زین سه حرف آراستند

نور گیرد چون زمین از آسمان

زین سه حرف یک صفت هر دو جهان

تمام جهان نزد عطار، کلمه‌الله‌اند. حرف در بیت فوق به معنی کلمه است.

از پرتو آن نور است که علم و حکمت در دلها تابانده شده است.

شعری که منظور نظر عطار است، شعر حکمی و عرفانی است. چنین شعری را سنایی آغاز کرد و عطار آن را در مسیر تحول انداخت، و مولوی آن را به اوج رسانید و حافظ آن را کمال بخشید.

عطار در مصیبت‌نامه می‌گوید:

شعر اگر حکمت بود، طاعت بُوَد

قیمتش هر روز و هر ساعت بُوَد

عطار یک حکیم و عارف مسلمان است که اندیشه‌هایش را از قرآن و احادیث اخذ نموده است. او البته اهل ذوق و اهل سر بوده است و لطایف و اشارات قرآنی را با ذوق خود کشف کرده و با احادیث تطبیق داده است. در حکمت، مبدا و مقصد هر چیز خداست. عطار نیز در این مرتبه به روح و به جان وصل شده است. وجود او وجودی متصل است. او با درد عشق میانه‌ای تنگاتنگ داشته است و در جوار حق، آشیان گرفته است. از این حیث فلسفه وجودی عطار با فلسفه اشراق و فلسفه نوافلاطونیان قابل تطبیق است (که ما فعلا وارد بحث در آن نمی‌شویم) شعر عطار، شرح حکمت و معرفت است که از طریق محبت به دست می‌آید. روش او هم روش ذوقی و هم روش فکری است. و از این روی، مطالعه اشعار او، حیرت فزاینده‌اند (نه حیرت زداینده!) اشعار او را باید برای افزایش حیرت خواند (نه برای زدودن حیرت) شعر عطار، حاصل چنین دریافت و حالاتی است.

در اینجا باید به رایج‌ترین نماد شعر عرفانی که رابط میان بنده و خواست، اشاره کرد و آن نماد عشق است. عرفا، رمز عشق را برای بیان تجارب شخصی و روحانی خود به کار می‌برند. عطار در بیان عشق، سرآمد همه شاعران بعد از خود است.

هیچ شعری در زبان فارسی به اندازه رباعی، مثنوی و غزل با عشق همخوانی ندارند. عطار در این سه زمینه، بهترین ژانر ادبی و عرفانی را به نمایش گذاشته است. و از این حیث بسیار پرکار بوده است. آن دسته از آثار عطار که در اصالت آنها تردیدی نیست معمولا درباره روح سخن می‌رود. علاقه وافر عطار در خلال آثارش به حکایات و رموز، او را شاعری رمزپرداز معرفی کرده است. و این سخنی است که پیش از این نیز بدان پرداخته شد.

طولانی‌ترین داستان عطار در کتاب منطق‌الطیر، داستان پیر صنعان یا پیر سمعان است که مشتمل بر چهارصد و هفده بیت است. عطار در این داستان از عقبات پرخوف و خطر سلوک سخن رانده است.

اگر کسی بخواهد درد عشق و سلوک عرفانی را به تجربه بپیماید باید کتاب مصیبت‌نامه عطار را یک چند پیش چشم کند. در کتاب مصیبت‌نامه برخلاف نام این کتاب از غصه و مصیبت خبری نیست. بل مصیبت‌نامه، شرح تلاش، درد، هیجان، شوق و تکاپوی یک سالک است که برای رسیدن به معبود، به هر دری سر می‌زند. حتی سالک سرگشته امروز از خواندن این اثر بی‌نیاز نخواهد بود.

دکتر غلامحسین عمرانی