سخنان نيمايوشيج در مورد شعر و هنر-2

در نظر بگيريد ، اول بتوانيد خلاق خوبي باشيد و بسازيد و قدرت ايجاد شما ناشي از نشانه هاي زندگي خود شما باشد و بروز و ظهور با اقتدار و نيرومندي را از خود نشان بدهد ، پس از آن آرايش هاي ديگر كه در حكم پوست به روي مغز و دستكاري به روي ساختمان اصلي است ، تابع همان استحكام در پيكربندي اصلي شعر شماست . اگر پيكره شما مي لغزد و مثل اين است كه چندان از روي رغبت واقعي و بصيرت و ايمان به آن نظر نداشته ايد ( و به اين جهت راه نفوذ در ديگران نداريد ) هر رنگ و تصويري هم كه در ضمن آن فراهم بيايد ، بي مغز و لغزان است . فرصت پابرجا شدن هيچ يك از انديشه هاي شعر شما را به خواننده شعر شما نمي دهد . درست مثل اين است كه نقش در روي آب بسته باشيد .

همين كه دقيق شديد مي بينيد هميشه مشكلي در هنر هست . آسان آن است كه بوده است و مي بينيد خيلي به تدريج و تاني و مدارا با طبع بايد كار كرد . مثل كسي كه در تاريكي جاده مي ترسد و به حال ترس جلو مي رود ، آنچه را كه در شما ذخيره ساخته اند ، به وسيله كاوش شما به دست شما مي آيد . اگر اين بهره نباشد ، آن كالا هم نيست . عادت كنيد كه خودتان را بيابيد و با يافته هاي خودتان انس بگيريد

هر كس ذخيره جداگانه اي است . آن “ بااهميتي “ كه كه هست ، خود شماييد . طعن و ملامت كسي را به گوش نگيريد . زود زود و سفارشي ننويسيد . شما ماشين نيستيد ، مي خواهيد كه به شما هنرمند بگويند

مطلب از شما ، قوت و جان و ريشه مي خواهد . آن چيزي كه زود به وفور به دست مي آيد ، در عالم هنر ترديدناك است . كسي منكر زيبايي شيوه ي قديم نيست ، ولي هر كار ، لوازم خود را دارد و زيبايي و نويت خود را

بايد هنرمند در نظر داشته باشد كه با مردم است . خودخواهي او را نبايد در كوره راه بيندازد كه فقط براي پوست خود هستم . در زندگي با مردم ، اين خودخواهي خنك و در عمق بسيار شرم آور است . هنر واسطه ي التيام همه ي دردها و واسطه ي پيشرفت در زندگي است . چون زندگي ما را ديگران ساخته اند ، هنر چيزي را به ديگران مديون است .

منبع : از نيما تا روزگار ما ، ص 604 تا 610

روزهای مسکو : ...  از خواندن مطالب مفيد وبلاگتان لذت بردم. برای پربار شدن وبلاگ زحمت می کشيد دستتان درد نکند.

مهندس صابری ( ديد مهندسی ) : يکی از ويژگی‌های نيمايوشيج اينه که اصالت معنا را حفظ‌می‌کند و تاحدمکان موزونی شعر را.