.

ابوالفضل رحیمی‌راد




یکی از ویژگی‌های شعر سپهری، توجه خاص وی به قرآن، این کلام جاودان الهی و سرچشمه جوشان معنویت است.

در اشعار او نوع خاصی از عرفان با عنوان <عرفان طبیعی> و <عرفان شرقی> وجود دارد.1عرفانی که انسان را به شناخت معبود و معشوق حقیقی و درک مقام پروردگار همه هستی، از راه طبیعت و کشف اسرار وجودی مخلوقات زمینی فرا می‌خواند.

عرفان سپهری، شباهتی زیاد به عرفان بودایی دارد. لیکن آثار او نمایانگر این است که اعتقادات اسلامی و مضامین قرآنی منشا ذهنیات و عقاید عرفانی اوست. در شعر زیر از <صدای پای آب> نشانه‌های اعتقاد قلبی این شاعر پرآوازه به اسلام و مشخصه‌های آن بارز و روشن به چشم می‌خورد:

من مسلمانم قبله‌ام یک گل سرخ‌

جانمازم چشمه، مهرم نور

دشت سجاده‌ی من‌

من وضو با تپش پنجره‌ها می‌گیرم2

مهدی مطیع معتقد است که نمی‌توان جای پای معارف قرآن را آشکار و مستقیم در شعر نو پیدا کرد، بلکه باید در جست‌وجوی ردپای فرهنگی بود که از قرآن بهره‌ گرفته و شعرنو از آن فرهنگ، بی‌واسطه و از منابع و سرچشمه‌های قرآنی آن، با واسطه بهره‌ گرفته است. سهراب هم حقایق را در فضای اطرافش جست‌وجو می‌کند و به واقعیت‌های زندگی جانی تازه می‌بخشد و این نگاه سپهری تحت تاثیر معارف قرآن است و سهراب در پی آن است که در آثار خود حضور حقیقت را در عرصه‌های زندگی ببیند.3در <صدای پای آب> سپهری حقایقی تازه و پایدار را کشف می‌کند. او از طریق شهود به شناخت و درک عناصر هستی می‌رسد و نگاه و کلام او، تواما عرفانی است:

و خدایی که در این نزدیکی است‌

من صدای نفس باغچه را می‌شنوم‌

من به آغاز زمین نزدیکم‌

نبض گل‌ها را می‌گیرم‌

آشنا هستم با، سرنوشت‌ تر آب، عادت سبز درخت‌

چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید

در قرآن هم آمده است: <و نحن اقرب الیه من حبل الورید> (ق/16)

سپهری در شعر <آب> از کتاب <هشت کتاب> به جامعه و جهانی می‌پردازد که خود نیز فردی از آحاد آن است که عمری در آن زیسته و ترک هستی گفته است: آب را گل نکنیم (هشت کتاب، ص345)مضمون این مصراع در قرآن آمده و آب را عامل نمود حیات دانسته و فرموده ا ست:

<وجعلنا من الماء کل شیء حی> (آیه 30، سوره انبیاء)

تلمیح به آیات و احادیث که در فرهنگ معین اشاره کردن به قصه یا مثلی مشهور یا آوردن اصطلاحات علمی در شعر4 تعریف شده است، همانطور که در شعر بسیاری از شاعران دیده می‌شود در شعر سهراب نیز زیاد به کار رفته است.در این ابیات، شاعر به بیرون راندن انسان از بهشت اشاره کرده است که قرآن نیز در چند جا از جمله آیات 19 تا 25 سوره اعراف و آیات 35 و 36 سوره بقره به آن اشاره فرموده است:

<روی علف‌ها چکیده‌ام‌

من شبنم خواب‌آلود یک ستاره‌ام‌

که روی علف‌های تاریکی، چکیده‌ام‌

جایم اینجا نبود> (هشت کتاب، ص80)>

<در نسیم لغزشی رفتم به راه‌

راه، نقش پای من از یاد برد

سرگذشت من به لب‌ها ره نیافت:

ریگ باد آورده‌ای را باد برد> (هشت کتاب، ص157)

البته در منطق‌الطیر عطار نیشابوری هم داریم که موضوع رانده شدن آدم از بهشت به زیبایی تمام ترسیم شده است:

خه خه ای طاووس باغ هشت در

سوختی از زخم مار هفت سر

صحبت این مار در خونت فکند

وزبهشت عدن بیرونت فکند

برگرفتت سدره و طوبی زراه‌

کردت از سد طبیعت دل سیاه‌

تانگردانی هلاک این مار را

کی شوی شایسته این اسرار را

گر خلاصی با شدت زین مار زشت‌

آدمت با خاص گیرد در بهشت5

این ابیات اشاره دارد به رانده شدن حضرت آدم از بهشت به وسیله شیطان و معاونین او که طاووس و مار بودند. طاووس از مرغان بهشتی بود و در فریفتن آدم و حوا با شیطان همکاری کرد. مار نیز یکی از حیوانات بهشتی بود و قبل از این‌که به این صورت درآید، در بهشت صورت دیگری داشت. حیوانی بود که بدنش پوشیده بود و چهار دست و پا داشت و خوش صورت‌تر و خوش رنگ‌تر از جمیع حیوانات بود و مانند شتری بزرگ بود. شیطان حق ورود به بهشت را نداشت. برای فریفتن آدم خود را در دهان مار مخفی کرد و داخل بهشت شد و به پایمردی طاووس راه آدم و حوا را بزد و آنها را فریفت تا از شجره خبیثه خوردند و چون خدای تعالی از محل آنها آگاه شد، بر آنان خشم گرفت. طاووس را که در این عمل پایمردی کرده بود پاهایش را زشت فرمود و او را از بهشت راند.

مار را عریان کرد، پاهایش را محو فرمود و چنان کرد که برشکم راه رود و از بهشت بیرونش راند و هر یک را به شهری از شهرهای دنیا راند. و اینها همه از حیطه شیطان و پایمردی طاووس و دستیاری مار برخاست6

آری، ما غنچه یک خوابیم‌

غنچه خواب؟ آیا می‌شکفیم؟

یک روزی، بی جنبش برگ‌

اینجا؟ نی، در دره مرگ‌

تاریکی، تنهایی‌

نی خلوت زیبایی‌

(هشت کتاب، صص229 و 230)

مضمون این ابیات در آیه 57 سوره عنکبوت آمده است:‌‌<کل نفس ذائقه‌الموت: هر نفسی شهد ناگوار مرگ را خواهد چشید7>در جایی دیگر سهراب سپهری به حدیث <موتواقبل ان تموتوا> اشاره می‌کند:

و نترسیم از مرگ‌

مرگ پایان کبوتر نیست‌

مرگ در دهن اقاقی جاری است‌

مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشمین دارد

(هشت کتاب 296)

شاعر در ابیات زیر از شعر <شورم را> از مجموعه <شرق اندوه> به آیه 3 سوره آل عمران تلمیح دارد که به نوعی، دین باوری فرامذهبی سهراب را نشان می‌دهد که او دین کامل و مطلق هستی را درک می‌کند و به دریافت دینی می‌رسد که در این دریافت، تمامی ادیان مرسوم، حضور دارند. و مبین آن است که نه تنها به اسلام بلکه به همه ادیان توجه دارد:

قرآن بالای سرم، بالش من انجیل، بستر من تورات، زبر

پوشم اوستا، می‌بینم خواب:

بودایی در نیلوفر آب‌

هرجا گل‌های نیایش رست، من چیدم، دسته گلی دارم‌

محراب تو دور از دست: او بالا،

من در پست‌

(همان، ص 238)

<ونزل علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه و انزل التورایه و الانجیل:> آن خدایی که قرآن را به سوی تو به راستی فرستاد که دلیل راستی کتب آسمانی پیش از او باشد و پیش از قرآن کتاب تورات و انجیل را فرستاد (سوره آل عمران، آیه 3)‌

چند نمونه دیگر از تلمیحات به آیات در اشعار سپهری:

زندگی تر شدن پی در پی‌

زندگی آب تنی کردن در حوضچه <اکنون> است (هشت کتاب ص 292)

<کل یوم هوفی شان: و در هر عالم به شان و کاری می‌پردازد.> (الرحمن آیه 29)

قاطری دیدم بارش <انشا>

اشتری دیدم بارش سبد خالی <بند و امثال> (هشت کتاب، 278)

<مثل الذین حملوا التورایه ثم لم یحملوها لمثل الحماریحمل اسفارا> (سوره جمعه آیه 5)

وصف حال آنان که تحمل تورات کرده و خلاف آن عمل نمودند در مثل به حماری ماند که بار کتابها بر پشت کشد. و نمی‌خندم اگر فلسفه‌ای، ماه را نصف کند (هشت کتاب ص 289)

شاعر در این مصراع از شعر <صدای پای آب> هم به معجزه پیبامبر اکرم(ص) و نصف شدن ماه و هم به آیه 1 سوره قمر اشاره می‌کند.

<اقتربت الساعه و انشق القمر:> آن ساعت (قیامت) (یا قیام رسول حق) نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد.

من نمازم را وقتی می‌خوانم‌

که اذانش را باد، گفته باشد سرگلدسته سرو

من نمازم را پی <تکبیرهالاحرام> علف می‌خوانم‌

پی <قدقامت> موج‌

(هشت کتاب ص 273)

که اشاره به آیه 44 سوره اسراء دارد:

<وان من شی الایسبح و بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم:> <موجودی نیست جز آن که ذکرش تسبیح و ستایش حضرت اوست و لیکن شما تسبیح آنها را فهم نمی‌کنید.و بشر را در نور، و بشر را در ظلمت دیدم‌

اشاره به آیه 257 سوره بقره دارد که می‌گوید: <الله ولی الذین امنوا یخرجهم من‌الظلمات الی‌النور والذین کفروا اولیاءهم الطاغوت یخرجونهم من‌النور الی الظلمات؛> یعنی خدا یار اهل ایمان است. آنان را از تاریکی‌های جهان بیرون می‌آورد و به عالم نور می‌برد و آنان که راه کفر گزیدند، یارایشان شیطان و دیورهزن است. آنها را از عالم نور به تاریکی‌های گمراهی در افکند.

باد را نازل کردیم (هشت کتاب، 376)

اشاره به آیه 16 از سوره فصلت دارد که می‌فرماید: <فارسلنا علیهم ریحا صرصرافی ایام نحسات:> ما هم بر هلاک آن قوم عاد باد تندی در ایام نحس شوم فرستادیم.

چشمشان را بستیم (هشت کتاب، 376)

<و علی ابصار هم غشاوه> (بقره 7)

پرده بر چشم‌های ایشان نهاد



پی‌نوشت‌ها:

1- قرآن در کلام و اندیشه‌های سهراب سپهری، عبدالمهدی شریف رازی، نشریه بشارت - 8

2- هشت کتاب، سهراب سپهری، تهران، انتشارات طهوری، 1384 ص 272

3- معارف قرآنی و شعر نو فارسی، مهدی مطیع، نشریه گلستان قرآن، دوره سوم، شماره 138‌

4‌- فرهنگ معین (جلد 1) دکتر محمد معین، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1364 ص 1135

5 - منطق ‌الطیر عطار، به اهتمام سیدصادق گوهرین، انتشارات علمی و فرهنگی 1370

6- ر.ک. حبیب السیر، جلد 1، ص 20

7- قرآن مجید، ترجمه مهدی الهی قمشه‌ای، قم، اعتماد، 1374، ص 653