نویسنده: علی خوشه چرخ آرانی- عضو پیوسته انجمن ترویج زبان و ادب فارسی کشور


    
    نعمت هدایت بشر توسط انبیای عظام الهی والاترین موهبت و عنایت است که خداوند هستی به انسانیت ارزانی داشته و منت عظیم و عزیزی است که هیچ امری با آن همسان نیست و افتخار و مباهات ما مسلمانان آن است که مرحله کامل و اتم این هدایت و جامع ترین دین الهی توسط بزرگترین و برگزیده ترین پیامبر الهی نصیب ما گردید. دینی که عصاره و فشرده و نتیجه تبلیغ همه انبیای الهی و کامل ترین ادیان است و پیام آور این دین شخصیت عظیم و گران قدری است که 23 سال حیات میمون خویش را صرف تبلیغ آن نمود و در این مسیر پر ارزش و مقدس رنج ها و مصائب و سختی های فراوانی را متحمل شدند.
    بی شک آنچه که با رنج فراوان به دست آمده باید ثابت و باقی بماند و بعد از رسول گرامی اسلام باید کسان و جانشینان شایسته ای باشند که این دین جاودانه و میراث عزیز نبوی را پاسداری و صیانت کنند و در تبیین و تفسیر و توضیح ثقل ثقیل نبوی- قرآن کریم بکوشند و دستورات و فرامین این کتاب الهی را آن سان که مقبول و مرضی الهی است، به گوش آیندگان برسانند که قطعا فلسفه معرفی وصی بر حق پیامبر علی ابن ابی طالب (ع) در حجه الوداع نبوی و در موضع غدیرخم موید این موضوع است.
    از دیگر سو، واقعه غدیر، از آنجا که روشنایی بخش حیات طیبه اسلام و عامل ثبات و بقا و وحدت مسلمین است، همواره در دیده اهل خرد و بینایی جایگاهی والاو بالادارد، زیرادر این روز عزیز، با اعلام وصایت علوی توسط رسول اکرم دین و نعمت الهی کامل و تمام شد و با تحقق ولایت، دین خاتم الهی، کامل گردید و عید غدیر، عید ولایت و اتمام نعمت و اکمال دین گردید. اندکی پس از این واقعه عظیم، حسان بن ثابت شاعر پیامبر که در طلوع فجر اسلام در مدح رسول اعظم و در مواضع و مواقع متعدد اشعاری می سرود، قصیده غرایی در سرود.
    ینادیهم یوم الغدیر نبیهم
    نجم و اسمع بالرسول منادیا
    یقول فمن مولاکم و ولیکم
    فقالو و لم یبدوا هناک التعامیا
    (پیامبر در روز غدیر خم آنها را ندا داد و با آوازی بلند فرمودند که آیا همگی می شنوید، فرمودند که مولاو صاحب اختیار شما کیست؟ همگی بدون پرده پوشی فریاد زدند)
    الهک مولانا و انت ولینا
    و لم ترمنا فی الولایه عاصیا
    فقال له قم یا علی فاننی
    رضیتک من بعدی اماما و هادیا
    (خدای تو مولای ما و تو ولی ما هستی و تو ای رسول در این مورد از ما نافرمانی نشینده ای. در این هنگام به علی (ع) فرمودند که برخیز که من تو را به امامت و هدایت مردم پس از خود معرفی می کنم.)
    فمن کنت مولاه فهذا ولیه
    فکونوا له انصار صدق موالیا
    هناک دعا اللهم و ال ولیه
    فکونوا له انصار صدق موالیا
    (پس پیامبر فرمودند: هر کس را که من مولای اویم، علی مولای اوست. پس برای او یاران وفاداری باشید و در آن مکان دعا فرمودند که خدایا! دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن باش.)
    آن گاه رسول اکرم به حسان فرمودند: تا آن هنگام که ما و ذکر ما را به زبان جاری می کنی همیشه موید به روح القدس باشی.
    و این سان نخستین شعر در خصوص این حماسه جاوید سرنوشت ساز بشری سروده و در تاریخ ادب این روز ثبت گردید.
    و مضمون غدیریه که همان اشعار شاعران در خصوص این رویداد به حساب می آید در ادب و شعر ما جایگاهی والایافت، اشعاری که علاوه بر ارزش ادبی و هنری با عمق عشق ایمان و ولایت دوستی شاعران قرین است و بالطبع تاثیر این اشعار بر ذهن و قلب وژرفای وجودی مخاطبان مضاعف و دو چندان است و به لحاظ ثبت این روز متبرک حیات اسلام، همچون سندی معتبر و مهم، دارای ارزش و والایی است.
    اگرچه ارتباط تنگاتنگ و متقابل ادبیات فارسی، با علوم مختلف باعث گردیده که مضامین و مفاهیم و قوالب متعددی در حوزه ادبیات فارسی وارد گردد و ذهن ژرف اندیش و دقیق شاعران به سوی موضوعات ریز و درشتی در همه زمینه ها رهنمون گشته، اما ذکر این نکته هم لازم و ضروری و قابل توجه است که هر رویداد و حادثه ای نمی تواند در قلمرو ادبیات وارد شود و چه بسیارند حوادثی که در ادب ما هیچ و یا حداقل کمتر به آنها توجه شده است.
    و لهذا عنایت ویژه شاعران و ادبای نکته سنج به حماسه غدیر موید عظمت و شکوهمندی این رویداد عظیم است، چرا که بی شک پس از بعثت نبوی پیامبر اعظم، غدیر، بزرگترین واقعه تاریخ اسلام و انتصاب علوی است و غدیر فصلی بهارگونه در پهنه قرن هاست که علی (ع) را همچون گلی بر دامن ولایت نشاند و عامل یاس دشمنان و امیدواری مومنان گردید.
    در این مقال کوتاه جایگاه این حماسه رفیع در اشعار شاعران فارسی گوی بررسی و به جهت پرهیز از اطاله کلام نمونه هایی از ابیات آنان ذکر می گردد.
    * حکیم ابوالقاسم فردوسی
    اگر چشم داری به دیگر سرای
    به نزد نبی و وصی گیر جای
    بدین زادم و هم بدین بگذرم
    چنان دان که خاک پی حیدرم
    * حکیم کسایی مروزی
    مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر
    بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار
    * دقیقی طوسی
    کیوس وار بگیرد همی به چشم اکوس
    به سان فرخ شهبا امیر روز غدیر . . . >>>>>