ابوریحان محمد بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی 13 دسامبر سال 1048 میلادی (22 آذر) در شهر غزنه (افغانستان امروز) وفات یافت. او درنیمه سپتامبر سال 973 میلادی درمنطقه خوارزم که در قلمرو سامانیان بود به دنیا آمده بود و زادگاه او که در آن زمان روستای کوچکی بود بعدا به «بیرونی» تجدید نام داده شده است.
     بیرونی در ریاضیات، هیأت (علوم فضایی)، فیزیک، زمین شناسی و جغرافیا سرآمد دانشمندان عصر خود بود. دائرة المعارف علوم چاپ مسکو ابوریحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده است. در بسیاری از کشورها نام بیرونی را بر دانشگاهها، دانشکده ها و تالار کتابخانه ها نهاده و به او لقب « استاد جاوید » داده اند.
     بیرونی گردش خورشید، گردش محوری زمین و جهات شمال و جنوب را دقیقا محاسبه و تعریف کرده است. خورشید گرفتگی هشتم آوریل سال 1019 میلادی را در کوههای لغمان (افغانستان کنونی) رصد و بررسی کرد و ماه گرفتگی سپتامبر همین سال را در در غزنه به زیر مطالعه برد.
     در زمان بیرونی، سامانیان که پایتختشان شهر بخارا بود بر شمالشرقی ایران شامل خراسان بزرگتر و منطقه خوارزم، زیاریان بر گرگان و مازندران و مناطق اطراف آنها، بازماندگان صفاریان بر سیستان بزرگتر، غزنویان بر جنوب ایران خاوری (مناطق مرکزی و جنوبی افغانستان امروز) و بوئیان بر سایر مناطق ایران تا بغداد حکومت می کردند، و همه آنان مشوّق دانش و ادبیات فارسی بودند و سامانیان بیش از دیگران در این راه اهتمام داشتند. بیرونی که در جرجانیه خوارزم نزد ابونصر منصور تحصیل علم کرده بود مدتی نیز در گرگان تحت حمایت مادی و معنوی زیاریان که مرداویز سر دودمان آنان بود به تحقیق پرداخته بود و پس از آن تا پایان عمر در ایران خاوری آن زمان به پژوهش های علمی خود ادامه داد. بااینکه محمود غزنوی میانه بسیار خوبی با بیرونی نداشت و وسائل کافی برای تحقیق در اختیار او نبود ولی این دانشمند لحظه ای از تلاش برای تکمیل تحقیقات علمی خود دست نکشید.
     بیرونی که بر زبانهای یونانی، هندی و عربی هم تسلط داشت کتب و رسالات متعدد که شمار آنها را زائد بر 146 گزارش کرده اند نوشت که جمع سطورشان بالغ بر 13هزار است. مهمترین آثار او عبارتند از: «تفهیم» در ریاضیات و نجوم، «آثار باقیه» در تاریخ و جغرافیا، «قانون مسعودی» که نوعی دائرة المعارف است و کتاب «هند» درباره اوضاع این سرزمین از تاریخ و جغرافیا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعی آن. بیرونی کتاب دائرةالمعارف خود را به نام سلطان مسعود غزنوی حاکم وقت کرد، ولی هدیه او را که سه بار شتر سکه نقره بود نپذیرفت و به او نوشت که کتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته است، نه پول.
     بیرونی معاصر بوعلی سینا بود که در اصفهان می نشست و باهم مکاتبه و تبادل نظر فکری داشتند.
     بیرونی در جریان لشکرکشی های محمود غزنوی به هند غربی (که پاکستان امروز قسمتی از آن است) امکان یافت که به آن سرزمین برود، زبان هندی فراگیرد و درباره اوضاع هند تحقیق کند که محصول این تحقیق، کتاب «هند» اوست. . . (
تاریخ ایران در چنین روزی - نوشیروان کیهانی زاده )