«ولتر» از بزرگترین فلاسفه، نویسندگان، طنز گویان و روشنگران اروپا 21 نوامبر سال 1694 دیده به جهان گشود. نام او «فرانسوا ماری آرووت» بود که اسم مستعار «ولتر» را برای خود انتخاب کرده بود و آثارش را به این نام نوشته است. ولتر در 23 سالگی به خاطر طنزی که نوشته بود یازده ماه از عمر خود را در زندان باستیل گذرانید و در سال 1726 به خاطر نوشتن طنزی دیگر به انگلستان تبعید شد و سه سال در آنجا بود. در سال 1734 دوباره او را از پاریس تبعید کردند. با وجود این، در سال 1749 به دعوت فردریک قیصر پروس (آلمان) به آنجا رفت و سالها معاشر وی بود .
    ولتر سرانجام در سال 1759 در فرانسه در نزدیکی مرز سویس جایی را برای خود خرید و نامش را «فری» گذارد که پاتوق و مرکز تجمع روشنفکران اروپا شده بود. وی در 83 سالگی به پاریس باز گشت و چنان استقبالی از او شد که از ذوق زدگی بیمار شد و چندی بعد در سال 1778 (و در آستانه انقلاب) در گذشت.
     28 اثر مهم از ولتر به یادگار مانده است که دو اثر او «فرهنگ فلسفی» و «کاندید» معروفترند.
     ولتر بیش از هر کس دیگر از آزادی اندیشه و بیان و تحمل دیگران دفاع کرد. ولتر می گوید که بدون آزادی اندیشه و بیان، انسان موجودی بدون روح و روان، و زندگانی اش جسمانی (مانند سایر جانداران) خواهد بود. ولتر بیش از هر نویسنده ای دیگر بر ضد قلدری و زور گویی و استبداد نوشته است .وی ضد رومانتیسیسم و حامی حقیقت نویسی بود. ولتر ثابت کرده است که جنایات بزرگ نتیجه خود خواهی و جاه طلبی افرادند و این جنایات قابل مقایسه با خلافهای آدمهای کوچک نیستند؛ کوچکها تنها برابری و آزادی را می جویند و بزرگها همه چیز را می خواهند و اگر همه دنیا را هم به ایشان بدهند باز هم می خواهند و حرص می زنند.
     ولتر در باره نظامهای حکومتی می گوید: خوبی نظام به رئیس آن و مدیرانش بستگی دارد نه به نوع آن. نظامهای جمهوری اگر رئیس و مسئول خوب نداشته باشند از نظامهای سلطنتی بدترند. هر نظام جمهوری لزوما یک دمکراسی و یا عاری از ظلم نیست. به نظر ولتر، میزان دمکراسی یک کشور متناسب است با رشد سیاسی مردم و آگاهی آنان از دمکراسی و دلسوزیشان برای رعایت آن. وی گفته است که دمکراسی در کشور های کوچک، ایالت و شهر موفق تر است. این جمله ازوست: وای به روزی که نظام قضایی یک کشور ضعیف و نفوذ پذیر باشد و یا از سوی عواملی تضعیف شود و .... (
تاریخ در چنین روزی - نوشیروان کیهانی زاده )