( یک داستان کوتاه برای آخر هفته)

روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند. هنگام ورود ، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند ، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چه کار می کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد ، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعا ها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم. مرد کمی جلوتر رفت و باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند. مرد پرسید: شماها چه کا رمی کنید؟

یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است. ما الطاف و زحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

فرشته گفت: اینجا بخش تصدیق است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده است فقط کافیست بگویند: خدایا شکر!

منبع : عصر ایران