شاد زی با سیاه چشمان ، شاد

که جهان نیست جز فسانه وباد

ز آمده  تنگ دل نباید بود

وز گذشته نکرد  باید یاد

من و آن جعد موی غالیه بوی

من و آن ماه روی حور نژاد

نیک بخت آن کسی که داد وبخورد

شوربخت آنکه او نخورد ونداد

باد وابر است این جهان وفسوس

باده پیش آر هرچه باداباد !

رودکی

رودکی ( ابو عبدالله جعفربن محّمد ) شاعر بزرگ آغاز قرن چهارم در ناحیه یی به نام « رودک » نزدیک سمرقند متولد شد وغالب مورّخان معتقدند که کورمادرزاد بوده است. وی نخستین بار به شعر فارسی ضبط و قاعده معّین داد و آن را در موضوعات مختلفی از قبیل حکمت  و  حکایت وغزل ومدح و وعظ  ورثاء و جز آن به کار برد و به همین سبب نزد شاعران بعد از خود « استاد شاعران » و « سلطان شاعران » و « آدم الشعرا» لقب یافت . عظمت دیوان او مشهور بود و بزرگترین کارش نظم داستان« کلیله ودمنه » است که اکنون فقط ابیاتی از آن باقی ست . اختصاص او به دربار سامانیان خاصه امیر نصر بن احمد بوده است . . .