هرگز دل ما ز خصم در بيم نشد

وز بيم ز صاحبان ديهيم نشد

اي جان به فداي آنكه پيش دشمن ،

تسليم نمود جان و تسليم نشد

توضيح ۴ : فرخي يزدي ، از همان آغاز جنبش مشروطه ، وارد حزب دمكرات شد و در نوروز 1290 هجري شمسي مسمطي ساخت و در مجمع دمكراتهاي يزد خواند كه قسمتي از آن اشاره به حكمران شرور و حيوان صفت يزد به نام ضيغم الدوله قشقايي بود كه چندي بعد به خاطر سرودن اين مسمط ، حاكم يزد دستور داد تا با نخ و سوزن ، دهان فرخي را دوخته و به زندان بيندازند . به همين دليل به او شاعر لب دوخته مي گويند . در دوره رياست الوزراي وثوق الدوله ، با قرارداد ننگين 1919 به مخالفت برخاست و حملات خود را از طريق نشر مقالات و اشعارش پيش برد و به همين دليل مدتي نيز در زندان شماره يك شهرباني به سر برد . در سالهاي جنگ جهاني اول كه از 1914 تا 1918 ميلادي ( 1293 تا 1297 شمسي ) طول كشيد ، در بغداد و كربلا بود و در آنجا مورد تعقيب انگليسي ها قرار گرفت و پياده از بيراهه روانه موصل عراق شد و از آنجا به ايران آمد و به محض ورود به ايران ، گرفتار سپاه تزار روس شد و در تهران نيز به سوي او تيراندازي كردند كه جان سالم به در برد و در نهايت براي چندمين بار دستگير و زنداني شد .