ترسم اي مرگ نيايي تو و من پير شوم

وينقدر زنده بمانم كه ز جان سير شوم

پيش دشمن ، سپر افكندن من هست محال ،

در ره دوست گر آماجگه تير شوم

توضيح 3 : او دست از همه دلبستگي هاي مادي و تمام تجملات زندگي شست و چون طوفاني سهمگين به اصل زور و بناي استبداد حمله برد و ساليان دراز ، به شهادت بسياري ، با عناصر استبداد و ارتجاع جنگيد و از هيچگونه شكنجه و آزار و حملات خطرناك نهراسيد