مى‌خواستم فرياد بزنم من «ياردبستانى» را خوانده ام!
به گزارش «جهان» اگر بگوييم كه شعر و آهنگ «يار دبستانى من، با من و همراه منى...» به يك سرود ملى دانشجويان تبديل شده، اغراق نكرده ايم. اين آهنگ ۲۸ سال پيش و ۲ ماه پس از پيروزى انقلاب اسلامى به اجرا درآمد. در آن زمان جوانان صاحب ذوق فرهنگى و صد البته انقلابى دور هم جمع شده بودند و براى آينده موسيقى و آهنگ بعد از انقلاب تبادل نظر مى كردند.
 
 
 
 
ايران در مصاحبه‌اي مفصل با وي به طرح سئوالاتي درباره اجراي اين سرود و برخي مسايل ديگر پرداخت كه متن كامل ان به شرح زير است:
يكى از جوانان فعال آن موقع كه از زمان شكل گيرى انقلاب شاخه فرهنگى و شعر و شعارهاى انقلابى را بر عهده داشتند «جمشيد جم» بود. او و اين گروه از جوانان از راهپيمايى ها فيلم و عكس تهيه مى كردند و آهنگ هاى انقلابى مى سرودند. اولين سرود انقلابى فقط چند دقيقه پس از حضور تاريخى امام خمينى(ره) در فرودگاه مهرآباد خوانده شد. «خمينى اى امام، خمينى اى امام» يك سرود انقلابى بود كه خيلى ها را غافلگير كرد.
 
جمشيد جم يكى از خواننده هاى آن سرود به ياد ماندنى بود اما يار دبستانى را مى توانيم نقطه عطف موسيقى پس از انقلاب بدانيم. اولين آلبوم موسيقى پس از انقلاب «يار دبستانى» و با صداى جمشيد جم است. در آن روزها بسيارى تلاش كردند كه تحجر را وارد تمام زمينه ها كنند اما با نظر و آينده نگرى امام(ره) اين امر تحقق نيافت. به عنوان مثال... اصلاً خودتان گفت وگوى مارا با جمشيد جم كه درباره حال و هواى آن روزها است ، بخوانيد.
 

گويا ابتدا يار دبستانى موسيقى متن فيلم «ايست براى ترور »بود و استقلال نداشت

ترانه سرا و آهنگساز «يار دبستانى» منصور تهرانى بود. به نظر من فيلم از فرياد تا ترور فقط يك بهانه بود و خودمان هم اين فيلم را نديديم. من فقط چند سكانس را ديدم و به منصور تهرانى كه كارگردان اين فيلم هم بود گفتم با توجه به تنش و روزهاى پس از انقلاب احتمال دارد اكران نشود. به تهرانى گفتم اين اثر را گسترش بدهيم و عرضه كنيم و صرف موسيقى متن نباشد.

منصور تهرانى همه فن حريف و با ذوق است. با تلاش او اين اثر در كنار همه مدرسه اى ها يار است. اين كار دو ماه پس از انقلاب اجرا شد اما از سال ۱۳۶۱ با مجوز ارشاد و معاونت سرودهاى انقلابى به بازار آمد. در اين اثر بايد از زنده ياد عباس منطقى كه يك عاشق موسيقى و صاحب شركت «آواى چنگ» و سرمايه گذار بود ياد كنيم. او تنها كسى بود كه ريسك مى كرد و در آن برهه امتياز موسيقى فيلم ها را مى خريد و سرمايه گذارى مى كرد.

بعضى از طيف هاى دانشجويى كه به برخى از جناح ها منتسب هستند اين آهنگ يار دبستانى را براى خود مى دانند...

يار دبستانى نه براى يك فرد، قشر يا شغل خاصى است بلكه براى همه است. مثلاً در بعضى ازدانشگاه ها مى روم و مى بينم عنوانى به نام انجمن اسلامى تشكيل شده اما حرف هايى كه در آنجا زده مى شود مانند حرف هايى است كه انتظار داريم از ضدانقلابى ها يا ضدايرانى ها بشنويم. اين حيف است حداقل اسم انجمن اسلامى را نگذاريد. بعضى جاها مى روم مى بينم كه سيمان روى مزار پنج شهيد گمنام از بين رفته است. به دانشجوها مى گويم تو بايد يقه استاندار، فرماندار يا رئيس دانشگاه را بگيرى تا اين قبور را درست كنى. نمى كنند خودت دست به كار شو. يعنى به يك ديدگاهى بايد برسى كه ارزش ها را متوجه شوى. ما الگوهاى مان همين شهدا هستند. اين كه هر كسى مى خواهد يار دبستانى را براى خود كند مصداق مثل «هر كسى از ظن خود شد يار من» است. البته اين فقط مربوط به قشر دانشجو نمى شود. بلكه در آن زمان بسيارى از كانديداهاى مجلس مرا دعوت مى كردند كه هيچ كدام را قبول نمى كردم. مسئله بى احترامى نبود. اما اگر من مى رفتم در آن مجالس اين مهر و آهنگ به نام آنها مى خورد. گذشته از اين ، پس اگر آقاى منافق هم آهنگ مرا پخش كند، من منافق هستم اين يار دبستانى براى مردم ايران و پايه اش سال ۱۳۳۲ و در زمان شهادت سه دانشجو است. دانشجو بايد فكر سياسى داشته باشد. . . ( ادامه )