على(ع) نه تنها اوصاف خوبان عالم را داراست و «آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد» بلكه اوصاف تمامى پيامبران اولواالعزم را كه عصاره هستى هستند بجز پيامبر خاتم در او جمع آمده است.
  
 
در مدح تو اى مظهر اضداد چه گوييم‏
بالاست مقام تو و گفتار قصير است‏
با اين كه تويى پادشه عالم هستى‏
كرباس تو را جامه و فرش تو حصير است‏

راستى درباره عظمت و فضائل و مقامات اميرمؤمنان على(ع) سخن گفتن هرچند در ابتدا سهل مى‏نمايد ولى با مقدارى فرورفتن در بحر فضائل بى‏شمار او انسان متوجه مى‏شود كه بيان فضائل سخت مشكل و دشوار است «كه عشق اول نمود آسان ولى افتاد مشكلها» زيبا گفته خليل بن احمد وقتى از او درباره فضائل على(ع) پرسش شد: «كيف اصف رجلاً كتم اعاديه محاسنه و حسداً و احبّائه خوفاً و ما بين الكلمتين ملأالخائفين؛(1) چگونه مى‏توانم مردى را توصيف كنم كه دشمنانش از روى حسادت و دوستانش از ترس(دشمنان)محاسن او را پنهان نمودند، در بين اين دو رفتار شرق و غرب عالم محامدش را فراگرفته است.
آنچه پيش رو داريد نگاهى است گذرا به فضائل و اوصاف اميرمؤمنان على(ع) از زبان پيامبر اكرم(ص) در منابع اهل سنّت چرا كه:

خوشتر آن باشد كه وصف دلبران
گفته آيد در كتاب ديگران‏

على را جز خدا و نبى(ص) نشناختند
راستى اين اعجوبه كون كيست كه همه در شناخت او در مانده‏اند، عدّه‏اى او را تا سر حدّ خدايى بالا برده‏اند، و عدّه‏اى حتى در بندگى او شك دارند كه :
در مسجد كوفه شهيدش كردند
گفتند مگر اهل نماز است على؟!

و آن كه او را حقيقتاً شناخت خداى او و رسول خدايش بود.
پيامبر اعظم(ص) خطاب به على(ع) فرمود: «يا على ما عرف اللّه حق معرفته غيرى و غيرك و ما عرفك حق معرفتك غير اللّه و غيرى؛(2) اى على! خداوند متعال را نشناخت به حقيقت شناختش جز من و تو، و تو را نشناخت آن گونه كه حق شناخت توست، جز خدا و من.»
و در جاى ديگر فرمود: «يا على لايعرف اللّه تعالى الّا انا و انت و لايعرفنى الّا اللّه و انت و لا يعرفك الّا اللّه و انا؛(3) اى على! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من.»

فضائل بى‏شمار
كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست‏
كه‏تر كنم سرانگشت و صفحه بشمارم‏
پيامبرى هم كه على را شناخته اعتراف دارد كه فضائل او قابل شماره و احصى نيست.

ادامه >>>>>