داستانک - مصطفي چترچي:
بعد از رفتن مادر، فرزندان براي نگهداري از پدر با هم اختلاف داشتند.

پيرمرد به تنهايي در خانه‌اش، قادر به مراقبت از خود نبود. هر يك از فرزندانش به بهانه‌هاي واهي، بيش از چند روز از او نگهداري نكردند.

چند سالي بود كه او را در خانه سالمندان گذاشته بودند. وقتي خبر پيوستنش به مادر را آوردند، بازماندگان پس از خاكسپاري و انجام مراسمش، به سراغ فروش خانه پدري رفتند.

آنها نمي‌دانستند كه خانه‌اش را به آسايشگاه سالمندان بخشيده است.

 
   
  
 
مطالب مرتبط

چتر قرمز

 هيچي نگو 

تجلي اصحاب عشق