ياحقي: اخوان ثالث در شعر معاصر مكتب ايجاد كرد

محمدجعفر ياحقي گفت: مهدي اخوان ثالث در شعر معاصر مكتبي را ايجاد کرد، که ضمن وفاداري به سنت‌هاي شعر نيمايي، صاحب سبکي مخصوص شد، که از آن به سبک نو خراساني ياد مي‌شود؛ جرياني وفادار به سنت‌هاي خراساني و ادبيات کلاسيک فارسي.

اين نويسنده و پژوهشگر هم‌ز‌مان با سال‌روز درگذشت مهدي اخوان ثالث در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خراسان، افزود: «مهدي اخوان ثالث» با نام مستعار«م .اميد» رهرو راستين راه نيماست؛ درواقع جريان شعر نيمايي رهرواني راستين در قرن اخير داشته است، که شايد اخوان ثالث در رأس همه‌ي آن‌ها باشد.

عضو هيأت علمي دانشگاه فردوسي مشهد گفت: با اين‌که اخوان شاعري واقعي و تابع عواطفش بود، گاهي به کارهاي دولتي نزديک مي‌شد و گاهي از آن فاصله مي‌گرفت و اين مطلب به حال و روز و وضعيت مزاجي و شرايط تاريخي - فرهنگي‌اي که پيش روي او بود، بستگي داشت.

وي خاطرنشان کرد: «اخوان» به جريان سنتي شعر اکتفا نکرد و غزل را با قالب کلاسيک که در آن انديشه‌هاي نو نيز وجود داشت، به کار برد؛ او در دهه‌ي 20 و شايد 30 مطرح شد؛ دوراني که او جواني 20 و چند ساله بود، و در همين حين جذب انديشه‌ها و سليقه هاي نيما در شعر و شاعري شد و درنتيجه گرايش نيمايي را براي خود انتخاب کرد؛ هر چند اخوان هنوز هم به قالب سنتي گرايش کامل داشت.

استاد ادبيات دانشگاه فردوسي با اشاره به تأثيرگذاري برخي از جريان‌ها در شعر اخوان گفت: جريان‌هايي که در سال‌هاي 1330 تا 1332 جو ملتهبي در کشور به وجود آورده بود و نيز وجود جريان‌هاي سياسي و تحولات خاص و وجود قدرت‌هايي که بر سر ايران و تصاحب کردن آن کشمکش داشتند، اخوان را تحت تاثير قرار دادند.

ياحقي اظهار داشت: اخوان به مسائل سياسي اظهار علاقه مي‌کرد و جريان‌هاي سياسي در شعر او منعکس شده بود. پس از جريان 1332 که محدوديت‌هايي براي جوانان و بخصوص جبهه‌ي ملي و جناح ملي‌گرايان و چپ‌گرايان به‌وجود آورد، اخوان نيز مانند بسياري از روشنفکران آن روز مدتي به زندان افتاد و فضاي تاريک اوايل حاکميت ساواک را تجربه کرد.

نويسنده‌ي کتاب «جويبار لحظه‌ها» تصريح کرد: اين جريان‌ها شعر اخوان را به سمت نوعي تاريک‌انديشي نااميدانه هدايت کرد و تا آخر عمر رهايش نکرد؛ درواقع اگر اخوان را قدري تاريک‌انديش و مطلقا نااميد به جريان‌هاي تاريخ گذشته‌ي ايران مي‌بينيم، شايد به خاطر سرخوردگي تاريخي باشد که در اين دوره براي روشنفکران و افرادي چون اخوان پيش آمد.

او با بيان اين‌که اخوان از نخستين شاعراني بود که مجموعه‌ي شعري در طريق شعر نيمايي چاپ کرد، اظهار داشت: از اوايل دهه‌ي 30 وي به عنوان شاعري جوان، فعال و با احساس ملي و فرهنگي خاص در عرصه‌ي ادبيات ظاهر شد که اشعارش پيوندي ناگسستني با جريان‌هاي روز و حوادث تاريخي آن زمان ايران داشت؛ به عنوان مثال مجموعه‌ي «زمستان» اخوان که يکي از نخستين مجموعه‌هاي شعري او است، در دهه‌ي 30 تاريکي‌هاي موجود در جامعه‌ي ايران را به تصوير کشيد و شايد «زمستان» اخوان سمبول، شاخص و تصوير تمثيلي از وقايع پس از 28 مرداد 1332 باشد.

ياحقي در ادامه خاطرنشان کرد: انسي که اخوان با نيما پيدا کرده بود، سبب شد تا او به سليقه‌ي شعري نيما روي آورد و به يکي از رهروان راستين نيما بدل شود؛ او اصالت‌ها و ارزش‌گذاري‌هاي موجود در شعر نيما را در کنار مسائل ملي و تاريخي و حماسي که از زادگاه خود به تهران برده بود، در شعرش منعکس کرد.

وي با بيان اين‌که اخوان جزيره‌اي فرهنگي در تهران بود، گفت: به رغم اين که قسمت اعظم زندگي اخوان در تهران و خارج از خراسان سپري شد، او جزيره‌اي فرهنگي در تهران بود که هيچ‌گاه با فرهنگ پايتخت و خارج از خراسان دم‌خور نشد و تا آخرين لحظه‌هاي حياتش، يک خراساني اصيل، نجيب و وفادار و حتا سنتي و بيش از حد لازم، منطقه‌گرا و محلي‌گرا باقي ماند.

ياحقي «اخوان ثالث» را شاخص ادبيات منطقه‌يي و محلي دانست و افزود: اخوان در دوره‌ي مياني زندگي به دلايل خاصي به حاکميت نزديک شد؛ وي با صدا و سيما همکاري داشت و در جنوب ايران و در صدا و سيماي خوزستان اقدام به انجام فعاليت‌هاي مثبتي کرد.

او با اشاره به مجموعه‌ي «خوزيات» اخوان اظهار داشت: شعرهايي که اخوان در دوران حضورش در خوزستان سرود با عنوان «خوزيات» چاپ شد؛ البته نبايد تمايلات خراساني اخوان در خوزستان را ناديده گرفت. همچنين مجموعه‌هاي شعري او در دهه 40 و 50 همچون «آخر شاهنامه» و «از اين اوستا» او را به چهره‌ي شاخص شعر معاصر ايران تبديل کرد.

وي در ادامه تصريح کرد: بدون ترديد جريان شعر اخوان وفادار به شعر نيما و فرهنگ ايراني است و در عين حال جرياني مستقل است که هرگز با نوع مستقل جريان احمد شاملو، فروغ فرخزاد و حتا شعر شاعران بعدي اشتباه نمي‌شود.

ياحقي اخوان را به ادبيات کلاسيک فارسي وفادار دانست و اظهار داشت: بدون ترديد از مجموعه‌ي شاعران معاصر ايران پس از مشروطه تا امروز، وفادارترين و ريشه‌دارترين شخص به ادبيات کلاسيک فارسي اخوان است؛ اشراف او به ادبيات گذشته‌ي ايران و بخصوص ادبيات سبک خراساني در واقع اين غلبه را در ذهن ايجاد کرد و توانست يک جريان وفادار به ادبيات کلاسيک فارسي در جريان ادبيات معاصر ايجاد کند.

او با بيان اين‌که اخوان پرچم‌دار سبک نو خراساني است، افزود: افرادي از قبيل اسماعيل خويي و محمدرضا شفيعي کدکني در اين مسير حرکت کردند و متعلق به سبکي هستند که پرچم‌دار آن، اخوان ثالث است؛ البته برخي از منتقدان به‌خاطر وفاداري اين افراد به مکتب شعري اخوان، به آن‌ها خرده گرفتند؛ چون بر اين عقيده‌اند که وفاداري به اخوان سبب مي‌شود آن‌ها نتوانند افق انديشه‌ي خود را باز کنند.

ياحقي تأكيد كرد: در تاريخ ادب فارسي شاعراني جريان‌ساز چون اخوان اندک‌اند، که همانند فردوسي، نظامي، مولوي و حافظ بتوانند با جريان‌سازي، بر جوامع خود تأثير تاريخي بگذارند.

عضو هيأت علمي دانشگاه فردوسي مجموعه‌ي «تو را اي کهن‌بوم و بر دوست دارم» را محصول ذهنيت اخوان از انقلاب اسلامي دانست و افزود: در اين مجموعه بسياري از جريان‌هاي انقلاب مانند جنگ و حوادث خاص انقلاب و تغيير فرهنگي که اساسا در جامعه محسوس بود، منعکس شده است؛ هر چند انتقادهايي نيز بر اين مجموعه وارد شده است، مبني بر اين‌که اخوان در اين اشعار نتوانسته همانند شاعراني که در خدمت انقلاب قرار گرفتند، يک‌سره خود را تسليم کند. اخوان نتوانست خود را کاملا با انقلاب منطبق کند و اين يک واقعيت است؛ استقلال‌هاي شاعرانه در کار اخوان خود را نشان داده و از او يک چهره‌ي مشخص و منتقد ساخته است.

او همچنين خاطرنشان کرد: مجموعه‌ي «تو را اي کهن‌بوم و بر دوست دارم» عمدتا مشتمل بر شعرهايي است که در قالب سنتي سروده و با فخامت اصيل و مشخص سبک خراساني عرضه شده‌اند؛ کم‌تر شاعري در تاريخ ادبيات فارسي توانسته است اين کار را انجام دهد و هيچ‌کس به اندازه‌ي اخوان نتوانسته است اين وفاداري به قالب‌هاي سنتي را در شعر متعالي دنبال کند.

به گزارش ايسنا، مهدي اخوان ثالث در سال 1307 در مشهد متولد شد و چهارم شهريور 1369 درگذشت.

مجموعه شعرهاي ارغنون (1330)، آخر شاهنامه (1338)، از اين اوستا (1344)، عاشقانه‌ها و كبود (1348)، بهترين اميد (1348)، درخت پير و جنگل (1355)، در حياط كوچك پاييز در زندان (1355)، دوزخ اما سرد (1357)، زندگي مي‌گويد: اما باز بايد زيست (1357) و تو را اي كهن‌بوم و بر دوست دارم (1368) از اين شاعر معاصر منتشر شده‌اند.