ابوالفضل زرويي نصرآباد از اين موضوع گله كرد كه هيچ نهاد متمركز و هيچ سازمان دلسوزي براي جذب و آموزش جوان‌هاي طنزپرداز وجود ندارد.

اين طنزپرداز در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: جوانان طنزپرداز در دوره‌اي خيلي خوب و اميدبخش حركت كردند. در حال حاضر هم تعداد انگشت‌شماري هستند كه در بخش‌هاي مختلف رسانه‌يي نسبتا خوب كار مي‌كنند؛ اما بايد جايي براي‌شان درنظر گرفت كه بتوانند با پيشكسوتان هم‌صحبت شوند و تجربيات‌شان را به هم منتقل كنند؛ يك فضاي آزاد، جدا از كلاس‌ها و كارگاه‌هاي آموزشي.

او در ادامه متذكر شد: فكر مي‌كنم هيچ‌كدام از نهاد‌ها نتوانسته‌اند اين فضا را ايجاد كنند؛ البته در دفتر طنز حوزه‌ي هنري سعي شد اين اتفاق بيافتد؛ اما الآن نمي‌دانم جوانان چقدر مي‌توانند راحت با پيشكسوتان ارتباط بگيرند.

زرويي نصرآباد همچنين با بيان اين‌كه طنز تصويري به اين خاطر كه زبان عمومي و بين‌المللي است، طبيعتا قابل پذيرش‌تر است، در مقايسه‌ي طنز تصويري و مكتوب، گفت: يك مجموعه‌ي تلويزيوني طنز را، خانواده‌اي از بچه‌ي شش‌ساله كه هنوز مدرسه نرفته تا پيرمردي كه بي‌سواد است، يا به منابع مكتوب دسترسي ندارد، نگاه مي‌كنند. اين برنامه‌ها فراگيرند، و كم‌بيننده‌ترين برنامه‌هاي تلويزيوني هم حداقل 100هزار بيننده دارند. اما رسانه‌هاي مكتوب اين شانس را ندارند؛ يعني اگر روزنامه‌اي 500هزار تيراژ داشته باشد و اگر برگشت نخورد و كاملا به فروش برسد، حداكثر 500هزار نفر مخاطب دارد.

او در ادامه افزود: درباره‌ي كاريكاتور هم بايد بگويم كه داراي عناصر تشويقي مانند جشنواره‌ها و مسابقات بين‌المللي است. مسابقات جهاني كاريكاتور برگزار مي‌شوند و براي مثال، اگر اثري در ايران مورد توجه قرار نگيرد، كاريكاتوريست مي‌تواند اثرش را به يك جشنواره‌ي بين‌المللي خارجي عرضه كند و يا در يك سايت به نمايش بگذارد؛ اما براي طنز مكتوب عنصر تشويقي وجود ندارد. از طرفي اگر يك اثر طنز مكتوب فارسي بخواهد در عرصه‌ي جهاني مطرح شود، به ترجمه نياز دارد؛ اثري هم كه ترجمه شود، نمك و شيريني‌اش را از دست مي‌دهد. در مجموع طنز تصويري در جايگاه بالاتري قرار گرفته است.

زرويي نصرآباد با بيان اين مطلب كه پايه‌ي طنز تصويري، طنز مكتوب است، يادآور شد: ادبيات مكتوب ديرينه‌اي پربار دارد و طنز مكتوب به طنز تصويري مي‌تواند كمك كند. غالب هنرمندان در سينما از وضعيت فيلم‌نامه گله مي‌كنند، و به‌خاطر اين‌كه هيچ‌وقت هنر طنزپردازان طنز مكتوب در خدمت هنرهاي تصويري قرار نگرفته، ارتباط مؤثر و موفقي پيدا نشده است؛ و چه بسا پيدا كرده، اما جواب نداده است. طنز مكتوب از عناصري بهره مي‌برد كه در طنز تصويري متفاوت است. در مجموع طنز تصويري بايد ريشه‌اي در ادبيات مكتوب داشته باشد، تا مردم را براي لذت بيش‌تر كمك كند. بيش‌تر شاهكارهاي فيلم‌نامه بر اساس كتاب‌هاي معروف ساخته شده و اين كتاب‌ها و فيلم‌نامه‌ها آن‌قدر ارزش،‌ گيرايي و جذابيت داشته‌اند كه فيلم ساخته‌شده بر اساس آن‌ها هم داراي همان ويژگي‌هاست.

اين طنزپرداز سال‌هاي گذشته را، سال‌هاي خوبي براي اهالي طنز ندانست و درباره‌ي مضامين طنز در چند سال اخير گفت:‌ طنز به‌نوعي دوره‌ي رخوت و كسالت را مي‌گذراند؛ با توجه به اين‌كه در پنج، شش سال گذشته مجموعا وضع خوبي نداشته و تعدادي از طنزپردازان نام‌آور ما مانند: عمران صلاحي، كيومرث صابري فومني، ابوتراب جلي، ابوالقاسم حالت، محمدعلي گويا، مرتضي فرجيان و پرويز شاپور در يكي دو دهه‌ي درگذشتند. كسي هم مانند ابراهيم نبوي، كه بودنش براي طنز ما بركتي بود و يكي از نيروهاي بالقوه‌اي بود كه مي‌توانست در خدمت شادي و نشاط مردم قرار گيرد، مهاجرت كرده و رفته است.

ابوالفضل زرويي نصرآباد در پايان درباره‌ي اين‌كه جاي چه مقوله‌هايي را در طنز امروز خالي مي‌بيند، گفت: فكر مي‌كنم آن‌چه امروز جاي آن در طنز خالي است، شادابي و نشاط است. وقتي از طنز سخن مي‌گوييم، غالب مردم ذهن‌شان به مطالب جدي، كه تلخي‌اش از لعاب شيرينش بيرون مي‌زند، سمت‌وسو پيدا مي‌كند. فكر مي‌كنم آن‌قدر شدت تلخي زياد است كه بعضا حتا با لعاب طنز هم نمي‌توان آن‌را شيرين كرد. ايجاد برخي حريم‌ها باعث بسته شدن دست طنزپرداز مي‌شود و مردم احساس مي‌كنند مشكلات اساسي آن‌ها در طنز، آن‌طور كه بايد و شايد، نمود پيدا نمي‌كند. از طرفي وجود لطيفه‌ها و «ادبيات اس‌ام‌اسي» سبب شده مردم به راحتي درباره‌ي مسائلي مثل وضعيت اقتصادي، انرژي هسته‌يي و امثال آن، كه اهل قلم در رسانه‌هاي جمعي مجاز به استفاده‌ از آن‌ها نيستند و از آن ابا دارند، حرف بزنند.