خدايا!
مثل هميشه غفلت غافلگيرم كرده و هوس در شتابى گناه آلوده از ايمان سبقت گرفته است، آنچنان كه حال و هواى دلم را تيره و غليظ كرده، تو گويى ساعت صبح هرگز ضربه اى ننواخته است.

الهى!
هوس بى اعتنا به جايگاه و منزلتم مرا تا پاى ديوار رسوايى كشانده و گوش و چشمم را بر نغمه چلچله ها و نيايش آفتابگردان ها بسته است.

خداى من!
از ميان حصار مه و دل مرگى چشمانم نگران دارالشفاى اميد به درگاهت است.

بارالها!
مرا در خانه اميدوارى به رحمانيتت جاى ده و ياريم كن تا با روشنايى و نشاط ايمان، تيرگى گناه را از دل بزدايم.