آن كه نه در جستن جوان است و نه چونان سالمندى به جويبار خاطره هاى دور، روان.
و همواره در هراس بوئيدن و پائيدن، دل به خويش نمى دهد و پاى در حريم لذت نمى نهد. مباد كه از روح خويش غافل شود، يا كه با حقيقت آشكار آن، مقابل. اما بدين پرهيز و احتراز هم حظى است گوارا و لذتى است دلپذير.
پس ايشان نيز گنج را چنان در رسند، هم بدان هنگام كه دست هاى لرزان خويش در كار حفر خاك كنند به جست و جوى ريشه هاى خشكيده.



جبران خليل جبران