ای خاک ای خاک

ای خاک غمناک

ای نام تو اقلیم خانه یا که موطن

عشق از تو می روید چنین سرخ

ای سرو ای سرو

در خواب های سبز این اندوه داران

ای زخم بر تن

ای داغ بر جان

میمانم و می شویمت با عطر گلهای غریب این بیابان

********************

ای خاک ای خاک

من با چراغ تو دوباره

خواهم گذشت از جاده های سرد و تاریک

سرداب های تنگ و نمناک

دهلیزهای مرگ و وحشت

با آتش تو

از خانه من می رود موج برودت

روزی تو از اعماق خود می آوری خورشیدها را

روزی من رود

خواهم گذشت آواز خوان دریا به دریا

********************

ای خاک ای خاک

در گفتن بدرود با تو

من آخرینم

عاشق که باشم تا به آخر اینم اینم

ای خاک ای خاک .

شهین حنانه - تابستان ۱۳۶۴