عروس حضرت قرآن ، نقاب آنگه براندازد

كه دارالملك ايمان را مجرد بيند از غوغا

سنايي

زبان قرآن ، زباني ديگر است ، چرا كه قرآن كتابي ديگر است . قرآن از آنجا كه بيانگر آموزه هاي دين خاتم است ، بايد قدري نيز از آنچه را كه مردمان عادي مي فهمند ، در خود جمع داشته باشد قرآن ، اگر چه عالمانه سخن گفته ، اما به زبان علمي سخن نگفته است . يعني از مفاهيم و اصطلاحات علمي كه ويژه دانشمندان است ، استفاده نكرده است قرآن از تخيل به معناي انتزاعي و شاعرانه اش استفاده نكرده است ، چرا كه در خيال انگيزي ، همواره مفهومي ساخته ، و به نوعي جعل مي شود . مفهومي كه بنا بر طبيعت خود غير حقيقي است و پيداست كه قرآن ، قرار گرفتن در اين جايگاه را در شان خود نمي داند

شعر آورم به حضرت عاليت ؟ زينهار !

با وحي آسمان چه زند شعر مفترا ؟

سعدي

هماهنگي ، لغت جامعي است كه مي تواند بيانگر بدايع لفظي و صوري قرآن باشد ، بدايعي نظير سجع ، هماوايي هاي صوتي ، استفاده از واژه هايي كه گويي براي اولين بار است آنها را مي شنويم ، موسيقي حاصل از انتخاب كلمات و آغشته بودن كلام الهي با سجع و نوعي كلام آهنگين است كه مطرح كننده بحث شعر در قرآن است

قرآن كريم در دو موضوع ، خود را از آنچه به نام شعر معروف است ، بركنار داشته است برحي از سوره هاي كوچك قرآن ، نمونه سوره هايي هستند كه داراي پايان بندي سجع آميزند ، مانند سوره نجم . اين نوع بيان نيز در هر حال بخشي از اسلوب هنري قرآن است قرآن خود را از شعر بركنار مي داند ، زيرا با تصوري كه اعراب از وظيفه و خاستگاه شعر داشتند ، مخالف است . چرا كه در نظر اعراب ، قرآن نيز بايد چنان موقفي و وظيفه اي مي داشت و نيز از پيامبر (ص) ، شاعر بودن را نفي مي كند ، زيرا وظيفه ي شاعر در چنان جامعه اي ، مغاير با وظيفه اي بود كه قرآن آن را به پيامبر (ص) نسبت مي دهد

دكتر سيد باقر ميرعبداللهي