الهى!
رويش دوباره طبيعت و جوشيدنِ شكوفه و برگ از شاخسار درختان سخت اميدوارم كرده و بار ديگر طمع به رحمتت در دلم به غليان افتاده است.
خدايا!
چه مى شود اگر بهار حيات آفرين را به باغستان خشكيده و جودمان نازل كنى و شكوفه هاى باور را به سرشاخه هاى خشكيده آن برويانى.
پروردگارا!
با تمام وجود بهار را از تو تمنا مى كنيم، بهار بعثت آفرين، همان بهارى كه از خاك تيره، چشم اندازى سبز در سبز ساخته واينجا و آنجا هياهوى زندگى را آفريده است.
مولاى من!
در بهار، علف هاى هرزه هم به طمع رحمت باران سر از خاك بيرون مى كنند و در باد بهارى تن مى آرايند و در سخاوت بهارى خود را همرنگ باغ مى كنند.
خداى من!
چشم دلمان را به طراوت بهار بگشا و ما را از درك بهار محروم مساز.