خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب : اکثر قریب به اتفاق شعرا و نویسندگان فارسی زبان در نعت رسول اکرم(ص) و ستایش ایشان سخن گفته و نوشته اند. متن ذیل بخش هایی از تحقیقات زهره شریعتی درباره نحوه رویکرد ادبای ایران به این مضمون است.

اوج توصیف ها و مدایح نبوی، در آثار منظوم و منثور قرن پنجم و ششم هجری قمری به چشم می خورد. در شعر، شاعرانی
چون جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی، سنایی غزنوی و خاقانی شروانی، و در نثر، قابوسنامه عنصر المعالی کیکاووس، کیمیای سعادت غزالی و ترجمه کلیله و دمنه ابوالمعالی نصرالله منشی از نمونه های این دو قرن هستند.

در این اشعار و نوشته ها، ستایش رسول منحصر به ظاهر ایشان نیست، بلکه زندگی فردی و اجتماعی، محبوبیت او در درگاه پروردگار عالم و نظرگاه عالمیان، رفتار و کردار و منش مهرورزانه ایشان نیز مورد تاکید و اشاره قرار گرفته است.

ادبا نیز به تبعیت از قرآن کریم که می فرماید: ما تو را نفرستادیم مگر به عنوان کسی که برای تمام جهانیان مظهر مهر و رافت باشی، مهربانی ایشان را در آثار خود بیش از سایر صفات جلوه گر ساخته اند.

تاثیر فرهنگ اخلاقی و تربیتی رسول الله بر ادبیات فارسی
گذشته از ستایش پیامبر، روش ها و توصیه های اخلاقی و تربیتی ایشان نیز سرلوحه محتوایی آثار ادبی فارسی زبان قرار گرفته است. به نحوی که حتی در امثال و حکم و ضرب المثل های منظوم و منثور فراوانی هم جلوه یافته است. اندکی مطالعه در این زمینه به واقع این امر را می نمایاند. ذکر دو نمونه در این جا خالی از لطف نیست:
رسول خدا (ص): دروغ باعث روسیاهی و رسوایی می شود.

هر آن کس که باشد دروغ آزمای نکوهیده باشد به نزد خدای
کند روی هردم دروغش سیاه سوی قعر دوزخ نمایدش راه
رخ مرد را تیره دارد دروغ
(فردوسی)

به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
(حافظ)

رسول خدا (ص): بلا و گرفتاری آدمی از زبان است.

مرد خاموش در امان خداست آدمی از زبان خود به بلاست
بلای آدمی باشد زبانش که در وی بسته شد سود و زیانش
در فتنه بستن دهان بستن است.
(ناصرخسرو)

سخن بلاست و خاموشی طلاست.
(سعدی)

زبان بسیار سر بر باد داده است.
(وحشی بافقی)

بسا سر کز زبان زیر زمین رفت.
(نظامی)

بس سر که بریده زبان است با یک نقطه زبان زیان است
(ایرج میرزا)

تا بماند سر زبان در بسته به.
(خاقانی)

فتنه ها در عالم از تیغ زبان پیدا شود.
(حافظ)

نخستین سیره رسول الله به زبان فارسی
در قرن هفتم نیز گذشته از اشعار و متون منثور شاعرانی چون عطار نیشابوری، سعدی، مولوی و نظامی گنجوی، سیره رسول خدا برای نخستین بار از سیره عربی ابن هشام به فارسی ترجمه شد.

مترجم این سیره که آن را به تقلید از ابن هشام سیرت رسول الله نامید، به احتمال قریب به یقین، یکی از بزرگان فارس، به نام رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی است. در این سیره فارسی سی باب وجود دارد که هر باب در مورد یکی از عناوین مربوط به پیامبر است. به طور مثال، باب اول از نسب پیغمبر از حضرت اسماعیل تا عبدالله و نقل وقایع پیش از تولد حضرت گفته است و باب سی ام، در وفات پیامبر و زنان آن حضرت و خلافت ابوبکر است.

پیامبر رحمت در شعر و نثر معاصر
پس از قرن هفتم که دوره فترت زبان و ادبیات فارسی شروع شد، به ناگاه در قرن یازدهم و با به قدرت رسیدن صفویه که دوباره عارفان بزرگ شیعی مجالی برای ظهور و بروز یافتند، کتاب های متعددی در باب زندگی و سیره پیامبر اکرم رواج یافت. زیرا فضا برای بروز تعلقات مذهبی مردم آماده و فراهم شد که این امر تاثیری مستقیم بر ادبیات آن دوره گذاشت.

در نثر به مرور کسانی چون شیخ عباس قمی، نویسنده کتاب بزرگ منتهی الآمال، به نگارش سیره حضرت رسول و پیشوایان معصوم همت گماشتند و آثار متعددی در این باب به منصه ظهور رسید.

در شعر نیز فارسی زبانان غیر ایرانی هم طبع خود را در این زمینه آزمودند که از آن میان می توان به علاقه اقبال لاهوری اشاره کرد که در قرن 13 و 14 می زیست و آثارش تاثیری شگرف بر ملت خود و ملل فارسی زبان نهاد. همچنین می توان از شاعران یکی دو سده ی اخیر نام برد که در وصف پیامبر اکرم آثار در خور اعتنا و زیبایی ارائه کرده اند. کسانی چون عمان سامانی، ادیب الممالک فراهانی، نعمت آزرم خراسانی و از نزدیک تران، امیری فیروزکوهی و مهرداد اوستا.

البته نام های ذکر شده تنها شامل بخش اندکی از نویسندگان و شاعران ادب پارسی است. اکثر ایشان حداقل یک شعر زیبا یا مقاله و مطلبی در خور حضرتش سروده و نوشته اند که مجالی برای نام بردن از تمامی آنها نیست.

پیامبر اعظم در آثار شاعران و نویسندگان جوان معاصر، یک ضرورت
متاسفانه در ادبیات متعهد معاصر، و به ویژه سروده ها و نوشته های جوانان، چنان که باید و شاید، اثری در خور حضرت رسول خلق نشده است. علت این امر شاید به تبلیغ مکتب تشیع برمی گردد که عمده آثار مذهبی جوانان سمت و سویی شیعی یافته که اصالتا مطلوب است، اما غفلت از رسول رحمت آثار و تبعاتی در پی دارد که این غفلت بزرگ بعد از اهانت های مکرر غرب در دهه اخیر، با دست یازیدن به قالب های ادبی مانند سیاهنامه سلمان رشدی و روزنامه های دانمارکی و حتی سرایت این توهین به قالبهای هنری مانند کاریکاتور بیشتر رخ نمود.

نمونه هایی از نظم و نثر گذشته و معاصر
در ستایش رسول اکرم (ص)

و آخر ایشان در نبوت و اول در مرتبت آسمان حق و آفتاب صدق، سید المرسلین و امام المتقین و خاتم النبیین... برای عز نبوت و خاتمت رسالت برگزید و به معجزات ظاهر و دلایل واضح مخصوص گردانید... درود و سلام و تحیات و صلوات ایزدی بر ذات معظم و روح مقدس مصطفی و اهل بیت و اصحاب و اتباع و یاران و اشیاع او باد، درودی که امداد آن بر امتداد روزگار متصل باشد و نسیم آن گرد از کلبه عطا برآرد. ان الله و ملائکه یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلو علیه و سلمو تسلیما...
(دیباچه کلیله و دمنه، ترجمه ابوالمعالی نصر الله منشی)


... پس چون از روی خرد بنگری، بر مردمان واجب است که حق راهنمای خویش را بشناسند و سپاسگزار روزی دهنده خویش باشند و مقام فرشتگان را بشناسند و همه پیامبران را راستگو بدانند، از آدم تا پیامبر ما (ص)، و در دین فرمانبردار باشند و ...
(قابوسنامه، باب اول در آفرینش و ستایش پیامبر (ص)، عنصر المعالی کیکاووس)


ای نام تو دستگیر آدم وی خلق تو پایمرد عالم
فراش درت کلیم عمران چاووش رهت مسیح مریم
از نام محمدیت میمی حلقه شده این بلند طارم
در خدمتت انبیا مشرف وز حرمتت آدمی مکرم
کونین نواله ای ز جودت
افلاک طفیلی وجودت
(ازترکیب بند جمال الدین عبد الرزاق اصفهانی)


تخته اول که الف نقش بست بر در مجبوبه احمد نشست
کنت نبیا چو علم پیش برد ختم نبوت به محمد سپرد
مه که نگین دان زبرجد شده است خاتم او مهر محمد شده است
امی گویا به زبان فصیح از الف آدم و میم مسیح
همچو الف راست به مهر و وفا اول و آخر شده بر انبیا
(از آغاز مخزن الاسرار نظامی گنجوی)

گفت پیغمبر: عداوت از خرد
بهتر از مهری که از جاهل رسد
عجلو الطاعات قبل الفوت گفت
مصطفی چون در معنی می بسفت
پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی است
مصطفی فرمود: دنیا ساعتی است...
(مثنوی معنوی مولانا)

باور کنیم ملک خدا را که سرمد است
باور کنیم سکه به نام محمد (ص) است
راوی! بخوان به خواندن احمد در اعتلا
بر بام آسمان، شب معنی شب حرا
شب ها شبند و قدر، شب عاشقانه هاست
عالم فسانه، عشق، فسانه ی فسانه هاست
(علی معلم دامغانی)


این عطر، عطر سلسله رازیانه هاست
هرشب،‌ شب محمدی عاشقانه هاست
گلها که وا شدند به بوی تو واشدند
بوی تو در محمدی گل بهانه هاست
(علیرضا قزوه)