الهى!
عمرى جانم را در اختيار پنجه هاى اغواگر وسوسه ها قرار دادم و با دانه گمراهى، دانسته و ندانسته به دام شيطان گرفتار آمدم.
مهربانا!
اكنون كه روى به سوى مغفرتت گرفته ام از همدستى دل و جانم با هوا و هوس به تو شكايت مى كنم.
خدايا
به تو شكايت مى كنم از چشمانى كه همچون كوير با اشك بيگانه است و دلى كه از مهابت و مخافت گناه و دورى از تو به لرزه نمى آيد.
اى دستگير درماندگان!
دست هاى عاجزم را در پهناى آسمان سخا و بخشش ات فرو برده ام تا با ابر خطاپوش و بارش رحمتت، كوير دلم را با طعم زلال باران آشنا كنى و سرچشمه هاى جوشان اشك را بر آستانه چشمانم برويانى.
خداى من!
چنين كن تا دل بهانه تو را گيرد و اشك راه عبور دل از بيغوله گناه به سويت را هموار سازد.