الهى!
اى نهايت آرزو، اكنون كه بركه وجودم در حال خشكيدن است و زلالى آن تبديل به لجن لاى هاى ميراننده ماهى هاى اميد شده است، ملتمسانه از تو مى خواهم تا نهرهاى رحمتت را بسويم جارى سازى و بركه وجودم را مالامال گردانى.
مهربانا!
به عزتت سوگند كه جز تو نجات دهنده اى نمى شناسم و پيشانى خشوع و زارى خويش را بر آستان ربوبيتت مى سايم.
خداى من!
اگر از درگاهت برانيم به كدامين در پناهنده شوم و اگر از كوهستان رأفتت رانده شدم به كدام دامنه بگريزم!؟
خدايا!
با سايه روشن رحمتت، عيوبم را بپوشان و به سوى سعادت ابدى راهنمايم باش!