ابو عبدالله جعفربن محمد رودكي احتمالا در اواسط قرن سوم همجري ٬ در روستاي بَنُج از روستاهاي سمرقند به دنيا اومده. دقيقا معلوم نيست كه چه جوري زندگي مي كرده فقط مي گن كه صداي خوبي داشته و چنگ هم  خوب مي زده. بعضي ها هم مي گن كه كور مادر زاد بوده ولي اون شعرايي داشته كه اين قضيه رو باطل مي كنه.

هميشه چشمش زي زلفكان خوشبو بود                هميشه گوشش زي مردم سخندان بود

ولي از طرف ئيگه بعضي شاعرا تو شعراشون گفتن كه اون كور بوده پس نتيجه مي گيريم كه ايشون

اولاي زندگيش مي ديده بعد كور شده يا كورش كردن.

رودكي شاعر دربار سامانيان بوده و شاعر مخصوص نصربن احمد بوده. اون ابو جعفر احمد معروف به بابويه  كه از امراي صفاري مردي دانشمند بوده رو هم مدح كرده.اون ماكان كاكي ( از سران ديالمه

كه در ۳۲۹ كشته شد ) رو هم مدح گفته و ازش جايزه هم گرفته. راستي اون ابوالفضل بلعمي

نويسنده ي تاريخ بلعمي ( ترجمه ي تاريخ طبري ) رو هم مدح گفته و گويا همين آقاي بلعمي

 ايشون رو تشويق كردن كه كليله ودمنه رو به نظم در بياره .

رودكي در سرودن قصيده و غزل استاد بود و مثنوي هم مي گفت ولي از آثارش چيز زيادي نمونده.

شاعراي دوره هاي بعد به اون لقب سلطان الشعرا يا استاد شاعران رو دادن.

اون به سبك خراساني كه سبك دوره ي خودش بود شعر مي گفت . يه خوبي كه شعر گفتن به اين

سبك داشت اين بود كه كلمه هاي عربي توش خيلي كم بوده.

گفتني از رودكي زياده ( البته به نسبت شاعراي ديگه نه! ) ولي نه وقت من و نه حوصله ي شما

هيچ كدوم به توضيح بيشتر قد نمي ده.

در آخر يه شعر هم از رودكي ميارم كه اميدوارم ازش لذت ببرين:

 

کردار جهان

این جهان پاک خواب کردار است

آن شناسد که دلش بیدار است

نیکی او به جایگاه بد است

شادی او به جای تیمار است

چه نشینی بدین جهان هموار ؟

که همه کار او نه هموار است

کنش او نه خوب و چهرش خوب

زشت کردار و خوب دیدار است

نقل از : شعر و شاعران گذشته و معاصر