قيصر امين‌پور گفت: اگر ما مي‌گوييم در دوره‌هايي خاص، كاركردها، معيارها، نقش‌ها، تعريف‌ها، هدف‌ها، رسالت‌ها و وظيفه شعر دگرگون مي‌شود، حتما چيزي مدنظرمان است. مگر مي‌شود آدم شاعري در آن دوره‌ي انقلاب باشد و بي‌توجه بماند. يا به‌قول جلال آل‌ احمد، برود سي خودش و پي‌ كار خودش و كاري نداشته باشد كه جامعه و مردم چه دردي دارند. آدم فوقش مي‌تواند بهترين جوان دوره‌ي خودش باشد، و سلمان بود.

وي در ادامه خاطرنشان كرد: اين‌كه وقتي مردم در خاك و خون مي‌غلتند، هنرمند برود دنبال عيش و نوش خودش، چه معنا دارد؟ مسلم است، در دوره‌اي كه مردم يك‌پارچه آتش‌اند، هنرمند هم از آن دسته است. برخي‌ها الآن در حالي‌كه راحت روي مبل نشسته‌اند، مي‌گويند شما چرا آن موقع فرياد مي‌زديد؟ اگر به‌فرض شما احمد شاملو را يكي از بزرگ‌ترين شاعران معاصر بدانيد، خب حالا اگر همين شاعر بزرگ و يا مثلا اليوت را ببريد در جمعي كه دارند براي شهادت امام حسين (ع) سينه مي‌زنند، بگوييد لطفا شما شعري را براي اين جماعت بخوانيد، نتيجه چه خواهد شد؟! همچنان كه اگر يكي از نوحه‌هاي درست و مؤثر و زيباي دسته‌هاي سينه‌زني را ببريم در انجمن شاعران آوانگارد و پست‌مدرنيسم بخوانيم، همان نتيجه را خواهيم داشت. البته هر كدام از اين شعرها و نوحه‌ها در جاي خود درست و زيبا و موثرند، اما جابه‌جايي اين‌ها، اين شرايط طنزآميز را پيش مي‌آورد. روشن است كه اگر ما بدون پيش‌داوري نگاه كنيم، دچار اشتباه نمي‌شويم. نمي‌گويم در بعضي دوره‌ها فقط بايد به نقد رئال پرداخت، بلكه مي‌گويم منتقد بايد دو و شايد هم سه چشم داشته باشد؛ چشمي به واقعيت و چشمي به آرمان، تا بتواند نقد منصفانه‌تري ارايه دهد. نه اين‌كه بيايد بگويد عارف و ايرج ‌ميرزا بزرگ‌ترين شاعران ايران هستند و نه اين‌كه آن‌ها و نقش‌شان را اصلا ناديده بگيرد.

امين‌پور در پايان صحبت‌هايش، شعر «مثل چشمه، مثل رود» سلمان هراتي را خواند.

به‌گزارش ايسنا، قرار بود پيش از سخنراني اين شاعر، فيلمي درباره‌ي او به‌نمايش درآيد كه به دليل فني ميسر نشد و البته پس از رفتن او به‌نمايش درآمد و تعجب برخي حاضران را مبني بر اين‌كه در بزرگداشت سلمان هراتي چرا درباره‌ي قيصر امين‌پور فيلم پخش‌ مي‌شود، برانگيخت.  . . >>>>