چند چهارپاره :

بلم آرام چون قویی سبکبار

به نرمی بر سر کارون همی رفت

به نخلستان ساحل قرص خورشید

ز دامان افق بیرون همی رفت

*************************

شفق بازی کنان در جنبش باد

شکوه دیگر و راز دگر داشت

به دشت پر شقایق باد سرمست

تو پنداری که پاورچین گذر داشت

*************************

جوان پارو زنان بر سینه موج

بلم می راند و جانش در بلم بود

صدا سرداده مسکین در ره باد

گرفتار دل و بیمار غم بود . . . .

 

فریدون توللی

 

شب به یغما رسید و دست گشود

در ته دره هر چه بود ربود

رود دیری است تا اسیر وی است

بشنو این های های زاری رود

*************************

گنج باغ از سپید و سرخ و بنفش

همه در چنگ شب به یغما رفت

شاخ گردو ز بیم پای نهاد

بر سر شاخ سیب و بالا رفت

*************************

شب چو دود سیه تنوره کشید

رو نهاد از نشیب سوی فراز

دست و پای درخت ها گم شد

بر نیامد ز هیچ یک آواز

*************************

بانگ برداشت مرغ حق : شب شب

برگ بر شاخ بید لرزان شد

راه فرسوده بر زمین بخزید

لای انبوه بوته پنهان شد

*************************

شب دمی گرم بر کشید و بخفت

اینک آسوده از هجوم و ستیز

یک سپیدار و چند بید کهن

بر سر پشته اند پا به گریز

 

پرویز ناتل خانلری