به گفته بيژن ارژن، غالب شاعران جوان ما به هنجار نرسيده، هنجارشكني مي‌كنند؛ در نتيجه به بي‌راهه مي‌روند كه ثمره آن بي‌راهه‌نويسي مي‌شود.

اين شاعر در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، يادآور شد: هنر و شعر از آفرينش و خلاقيت شروع مي‌شود كه حد اول آفرينش، آموزش است. يك شاعر جوان ابتدا بايد با يك‌سري ابزار مخصوص آشنا شود تا بتواند اثر هنري خلق كند.

وي با بيان اين مطلب كه با آموزش پيش از آفرينش است كه هنرمند به مرحله هنجار مي‌رسد، گفت: اگر شعر امروز را هنجار قرار دهيم، براي اين‌كه به اين معيار برسيم، شاعران بايد مرزهاي شعر معيار را بشكنند و آن وقت است كه به مرز هنجار مي‌رسند كه بعد از مدتي خود به هنجار ديگري تبديل مي‌شود و كساني هم مي‌آيند و آن را مي‌شكنند و به هنجار ديگري تبديلش مي‌كنند.

وي متذكر شد: بعضي از شاعران ما با شناخت گذشتگان، آن‌ها را شناخته و در تعالي قلم قدم مي‌زنند، اما اكثر آن‌ها به زبان هنجار نرسيده‌اند كه طبعا شعري كه دارند، دچار ناهنجاري است؛ نه فراهنجاري.

ارژن معتقد است: شاعري كه به مرزهاي هنجار نرسيده و هنوز الفباي يك سبك و نگاه را نمي‌داند، نمي‌تواند در يك فضا هنجارشكني كند و به اين دليل به بي‌راهه مي‌رود.

او درباره ابرشاعر و تاثير آن در شعر توضيح داد: در روزگار گذشته دو يا سه قرن طول مي‌كشيد كه يك شيوه ادبي از جايي به جاي ديگري برود؛ مثلا سبك عراقي يك راه 300ساله را پيمود و اوج آن دو قرن آخرش بود. درواقع راه ماندگاري بزرگان ما اين بود كه وقتي سبكي ايجاد مي‌شد، تا به كمال نمي‌رسيد، سبك ديگري نمي‌آمد. اين شد كه بزرگاني چون حافظ، سعدي، فردوسي، خيام و... در ادبيات ما ماندگار شدند.

ارژن گفت: اما امروز ادبيات ما را 10 سال، 10 سال مي‌سنجند؛ يا شايد روزگاري نيز سال به سال بسجند. اين كوچك شدن‌ها و موج‌هاي پي در پي كه به دليل عصر ارتباطات است، اجازه نمي‌دهند نهالي به رشد كامل و يا سبكي به كمال خود برسد و در اين زيستن‌گاه كه در شعر مي‌گوييم، طبيعي است كه امروز ابرشاعر نداشته باشيم.