به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگ "پويا" به نشاني http://www.pouyashome.com  مي‌خوانيد: مي‌گويد: "براي اين مي‌نويسم که بدانم کيستم، در کجا، کجاي عصر و زمانه‌ي خود هستم. بدانم، دانستني به راستي‌ دانستن، که آيا هنوز هستم، هنوز زنده‌ام؟ چون به اعتقاد من «هستن» تنها در همين کسوت خلق خود بودن، وا ز هوا و آب و نان سهمي بر گرفتن، نيست. در اين امر انسان، هر انساني با انسان و حتي حيوان ديگر مشترک و شايد کمابيش همانند است. نه، اين «هستن» نه؛ بلکه آن «هستن» در اوج، آن لحظات نادر و کمياب که «هستي» با «مستي» توامان است و پيوند و انصالي شگفت، در حد آميختگي و بلکه «يگانگي» پيدا کرده است. در چنين لحظات است که به اعتقاد من هستي و بودن به راستي تحقق مي‌يابد و انسان مي‌تواند با شوق و شعف بگويد: هاي زمانه! من هستم، من هم هستم! ..." اميد را مي‌گويم،‌ اخوان را: زنديق‌ ِ رند ِ مزدشتي. امسال چهاردهمين سال درگذشت او است.

حتي آشنايي کمي با اشعار اخوان نشان‌دهنده‌ي تسلط بر زبان و فرهنگ کلاسيک ماست، با اين که با شعر نو و منطق و تصويرهاي حاکم بر آن کار مي‌کند. شکست جنبش مردمي، با کودتاي 28 مرداد اثري مانده‌گار بر روح جوان و حساس اخوان گذاشت. بسياري شعر او را در دوران پس از کودتا، نمونه‌ي شعر نوميدي نام گذاشتند. به نظر من خصلت نوميدي، هيچوقت از تاريخ استبداد بر کشور ما جدا نبوده، به خصوص که توفاني و بگير وببندي و داغ و درفشي هم از راه برسد و بافته‌ها‌ي اندک ما را رشته کند. چه نوميد‌ي هم از اين بيشتر که ملتي به تماشاي اين رشته‌کردن‌ها بايستد ...

در پايان اين نوشته لينك شعر «چاووشي» اخوان با صداي او ارايه شده است. . .

بیشتر درباره‌ی او و شعر و زندگی او در این جا و این جا بخوانید. در لینک اولی متن تعداد زیادی از اشعار اخوان را پیدا می‌کنید.

من اما به سهم خودم شعر «چاووشی» اخوان را با صدای او در اینجا می‌گذارم که دمی با خودش خلوت کنیم. در سایت فلش پویا در قسمت «لحظات تنهایی» شعر‌های بیشتری با صدای خودش هست. فرصت کردید سری هم به آنجا بزنید.