پرويز حسيني معتقد است: ادبيات و كاركرد آن كلا متعهد نسبت به انسان، مسائل ماورا و همه آن چيزهايي است كه امكان وجودشان در جهان هست.

اين داستان‌نويس در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان، خاطرنشان كرد: ادبيات و كاركرد آن نسبت به انسان و جهان متعهد است. اين است كه نمي‌توانيم بگوييم مثلا من براي خودم شعر مي‌گويم و كاري به مردم ندارم. ادبيات وقتي معنا پيدا مي‌كند كه رابطه آن با انسان‌ها شكل بگيرد و همين است كه نمي‌توانيم صرفا بنشينيم و مثلا براي فقر شعر بگوييم يا براي ظلم، ولي مابه‌ازاي آن را در جهان كنوني نشان ندهيم. يك شاعر يا نويسنده بايد وجدان ناآرام زمانه خودش باشد. پس اگر كودكي در فلسطين يا مثلا لبنان كشته مي‌شود، نمي‌تواند شب آرام بخوابد.

حسيني با تاكيد بر اين كه نويسنده و شاعر متعهد بايد بوتيمار مردم و ققنوس جامعه خود باشد، توضيح داد: نويسنده و شاعر از يك طرف بايد غم‌خوار مردم باشد و از طرف ديگر در آتش آن بسوزد، وگرنه ادبيات في‌نفسه ارزشي ندارد. اين است كه ادبيات نه كاملا سياسي، نه فلسفي و نه ديني است. ادبيات ضمن اين كه ادبيات است، اين‌ها هم هست؛ منتها بستگي به فرم و تكنيك دارد تا به شعار تبديل نشود، به وسيله‌اي صرف بيان شور و احساسات تبديل نشود. تكنيك آن بايد طوري باشد كه اثري مناسب و جاودانه بسازد كه تاريخ مصرف‌دار نباشد.

او يادآور شد: ما انسان‌ها براي هم زندگي مي‌كنيم، و شعر و داستان در رابطه با انسان، جهان و طبيعت ارزش پيدا مي‌كند، البته شكل و شيوه ارايه كار مهم است تا بتواند اثر را جاودانه كند. گونه‌هاي مختلف هنري و ادبي هم در كنار هم اين وظيفه را دارند.

وي افزود: يك نقاش مثلا يك پرنده زخمي را در افق آسمان آبي نقاشي مي‌كند و يك شاعر شعري درباره آن مي‌گويد؛ هر دو شهادت و آزادي و رهايي را بيان مي‌كنند، اما هر كدام به شكلي؛ حتا يك سينماگر هم همين‌طور.

اين شاعر با بيان اين‌كه قلم و كلمه هر دو در رابطه با انسان و جهان شكل مي‌گيرند و بدون انسان و جهان از ازل تا ابد، هنر و ادبيات وجود نمي‌تواند داشته باشد، خاطرنشان كرد: در قرآن اشاره خوبي هست؛ اولين چيزي كه با انسان خلق مي‌شود و به او ياد داده مي‌شود، علم اسماست، براي اين كه وجود بشر بدون علم اسما در كره خاكي نمي‌تواند معنا پيدا كند. كلمه ما را به ارتباط انسان و جهان مي‌برد، يعني همان علم اسما و علم اشيا.