داوري شعر يا قرعه كشي بانك

عباس محمدي
پس از عمل رندانه اي كه يك مؤسسه تحقيقاتي جغرافيا در آمريكا انجام داد و كلمه بي معني خليج را به جاي «خليج فارس» به كار برد، موجي از احساسات وطن دوستانه در ايران به راه افتاد و سال پيش جشنواره سراسري شعر «ايران ما» افتتاح شد. امسال كه باز هم موج احساسات ملي را در قبال مسئله انرژي هسته اي داشته ايم، دومين  جشنواره نيز خرداد ماه برگزار شد. مقاله زير اعتراضيه اي مستدل است بر نوع داوري اين جشنواره و كيفيت نامطلوب اشعار برگزيده اين جشنواره كه ابعاد ملي دارد و صد البته آيينه اي است براي بسياري از جشنواره هاي ديگر شعر كه متأسفانه جز اتلاف بيت المال و سفارش زده كردن شعر، فايده چنداني ندارد.
***
بدون هيچ مقدمه اي مروري گذرا بر شعر تني چند از ۹ شاعربرتراين جشنواره در بخش غزل  خواهيم داشت تا شايد ريشه يابي باشد بر علت اين گونه انتخاب ها و داوري هايي از اين دست. به ترتيب اسامي كه داوران قائل شده اند از غزل كوروش كياني آغاز مي كنيم، نفر اول شب هاي شهريور با شعر «كليد»ش  كه انتخابش در «شب هاي شهريور» تا مدتي بين شاعران جوان هياهويي برانگيخته بود. اما «كوروش كياني»  براي جشنواره «ايران ما» غزلي هشت بيتي با نام «ايران»  ارسال نموده اند كه قصد داشته در هر هشت بيت هم به توصيف ايران بپردازد هم سير تحولات تاريخي و اجتماعي ايران را دنبال نمايد. شعر را اين گونه آغاز نموده: «كنعان به خواب رفتم و در مصر ديدمت/ از كاروان برده فروشان خريدمت.» بيت، زيباست اما چه ربطي بين اسارت و بردگي حضرت يوسف با سرنوشت باستاني و تاريخي ايران و نيز بين ما كه فرزندان ايرانيم با عزيز مصر كه يوسف را خريد، وجود دارد؟ . . . >>>