<<< . . . مفتون اميني در پايان صحبت‌هايش درباره هم‌نسلان خود گفت: من كارم تمام شده است. كليات شعرم كه منتشر شود، قضاوت‌ها معلوم مي‌كنند چه كرده‌ام. از نسل ما ديگر كسي نمانده. از دهه چهلي‌ها كار رؤيايي، خويي و نادرپور نگرفت، هرچند كه بعضي‌هاشان سعي مي‌كنند ادامه دهند، مثل سپانلو. اما مثلا احمدرضا احمدي خودش را دارد كنار مي‌زند. ديگر كسي نمانده. وضع من و امثال من هم مثل گدايي يك‌چشم در محله‌ي كوران است. شايد ما هم اين‌گونه شد كه بالا آمديم.

او به نكته‌ي ديگري نيز اشاره كرد و آن اين‌كه: ادبيات فارسي در آذربايجان دارد از بين مي‌رود و هيچ توجهي هم به آن نمي‌شود. ادبيات استانبول و باكو وارد زندگي آن‌ها شده كه به لحاظ ادبي ضعيف است و وقتي پي مي‌گيريم، مي‌بينيم ضعيف‌ترين شاعران ما از بهترين شاعران آن‌ها بالاتراند. مسؤولان امور بايد توجه و شعر فارسي را تقويت كنند.

اميني همچنين امسال را بهترين سال براي انتشار كتاب‌هايش دانست و توضيح داد: "شب‌هزار و دو" در مرحله‌ي صدور مجوز است. مجموعه مفصلي است و شعرهاي دو سه سال اخير را دربر مي‌گيرد، به همراه تعدادي شعر چاپ‌نشده نيمايي و كلاسيك و آذري در سه فصل كه سعي كرده‌ام بين فارسي و آذري پيوند برقرار كنم، و "من و خزان و تو" كه رمانتيك و كوچك‌تر است و نشر نگاه و امرود احتمالا آن‌ها را اوايل پاييز منتشر مي‌كنند. اين اثر هم تازه‌ترين شعرهايم است از بهار 84 تا بهار 85.

او بر كتاب اول مقدمه‌ي مفصلي درباره‌ي ادبيات معاصر نوشته است كه فكر مي‌كند خيلي هم سر و صدا به پا كند، چون مي‌گويد از براهني به خاطر سر و صدايش با رواج سبك‌هاي مدرن و پست‌مدرن صريحا انتقاد كرده است. . . >>>