عوامل زيادي در شاد نبودن و وجود نااميدي در ترانه‌هاي امروز دخيل هستند، اما عامل محوري، وضع اجتماعي و سياسي جامعه است.

پرويز خائفي در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، همچنين تصريح كرد: سرخوردگي‌ها و خستگي‌هاي مردم، كمبود زندگي خوب مادي و... از ديگر عواملي هستند كه در طراوت نداشتن ترانه امروز دخيلند.

وي با اعتقاد بر اين‌كه ترانه به تناسب معيارهاي روحي جامعه رشد مي‌كند، گفت: امروز جامعه به دلايل مختلفي در حال افسردگي است كه اين امر خواه ناخواه در ترانه امروز تاثير مي‌گذارد. اگر شرايط مناسبي در جامعه ايجاد شود، ترانه و ساير هنرها رشد خواهند داشت.

اين شاعر افزود: ترانه ما وقتي به اوج خود رسيد كه ترانه‌سرايان ما از زيربناي فكري قوي برخوردار بودند و ترانه‌سرا در آن زمان يك شاعر كامل بود كه به ادبيات نيز احاطه كامل داشت و از ذوق و خواست مردم نيز اطلاع داشت؛ ولي ترانه‌سرايان امروز به‌ندرت اين ويژگي‌ها را دارند و اين امر باعث شده ترانه‌هاي ما از نظر شعري و محتوايي ضعف داشته باشند.

وي همچنين يكي ديگر از خصوصيات يك ترانه‌سرا را احاطه به آهنگ و موسيقي دانست و ادامه داد: اگر ترانه‌سراي ما به موسيقي تسلط كافي داشته باشد، مسلما ترانه‌اي قوي خواهد سرود؛ كه در اذهان مي‌ماند و در آينده زمزمه مي‌شود.

خائفي با بيان اين مطلب كه ترانه بايد آينه روحي جامعه باشد، متذكر شد: اما ترانه‌هاي امروز اين‌گونه نيستند؛ چراكه گويندگان آن تجربه كافي را ندارند و درنتيجه گفته‌هاي آنان تكراري خواهد بود.

وي همچنين تصريح كرد: نه‌تنها در ترانه امروز هيچ فرازي نيست، بلكه در شعرمان هم فرازي وجود ندارد و شعر امروز همه‌اش تكرار و ركود است.