سعدي را شاعر عشق و غزل‌هاي او را عاشقانه‌ترين غزل‌ها دانسته‌اند.

به گزار ش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ضياء موحد در كتاب «سعدي»، غزل‌هاي اين شاعر سخنور ايران‌زمين را به غزل‌هاي عاشقانه، عارفانه و پندآموز تقسيم مي‌كند و مي‌نويسد: در هر صورت، شعرهاي عاشقانه‌ي ناب اغلب كوتاه هستند و دليل آن هم اين است كه در شعر بلند به‌ندرت مي‌توان حدت و شدت احساس عاطفي را از اول تا آخر حفظ كرد. درواقع در شعر سنتي ما واحد شكل و معنا، بخصوص پس از حافظ ، اغلب بيت است، نه تمام يك شعر يا غزل. اما سعدي از شاعران انگشت‌شماري است كه غزل‌هاي عاشقانه‌ي او اغلب از مطلع تا به مقطع عاشقانه مي‌ماند و برخلاف حافظ ، به موضوع‌هاي ديگر نمي‌پردازد. اما اين همه‌ي مطلب نيست؛ غزل عاشقانه‌ي سعدي بيان عشق انساني و زميني و ملموس است كه در عين سرشاري از شور و احساس، والا و فاخر است.

مخاطب شعر عاشقانه سعدي احساس فعال برون‌نگراست و در شعر حافظ ، احساس منفعل درون‌نگر. واقع اين است كه پس از سعدي، ديگر در هيچ غزل عاشقانه، آن عشق انساني و محسوس و آن گستاخي و شور و سيلان كلام ديده نمي‌شود.

معشوق شعر سعدي، معشوق واقعي محسوس است؛ هم‌چنان‌كه مي‌ در شعر منوچهري؛ در شعر منوچهري مي‌ شيء ثانوي تزييني و ادبي نيست، آن‌را نمي‌توان به چيز ديگري تعبير كرد. مي ، مي است و همه‌ي قدرت نفوذ و شور و تحرك شعر منوچهري هم در همين است.

اگر به گفته ميلتون (74 - 1608ميلادي) - شاعر طراز اول انگليس - كه شعر بايد «ساده، محسوس و پرشور» باشد، صفت «والا»‌ را هم بيفزاييم تا سروده‌هاي كم‌مايه‌ي احساساتي را شامل نشود، بايد گفت كه در ادب گذشته ما شعر سعدي مصداق كامل چنين توصيفي است.

مي‌توان گفت موضوع شعر هر شاعر آن چيزي است كه مي‌تواند درباره‌ي آن، ساده، ‌محسوس و پرشور سخن بگويد. در غزل عاشقانه‌ي سعدي اين موضوع معشوق انساني است. البته سعدي غزل‌هاي عارفانه و پندآموز هم دارد. اما آن‌چه خاص سعدي است، همين غزل عاشقانه‌ي انساني است كه با او شكل يافت و به اوج رسيد.

سنتي كه سعدي در اين‌گونه غزل، كه جوهر اصلي شعر غنايي است، پايه‌گذاري كرد، نه تنها پس از او در شعر قديم ما جلوه‌ي تازه‌اي نيافت، بلكه هرروز كم مايه‌تر و بي رمق‌تر شد. ادامه‌ي سالم اين سنت عشق انساني را پس از قرن‌ها تنها در شعر نو، آن هم در شعر دو سه تن از آنان مي‌توان يافت.

اما سعدي به‌جز غزل‌هاي عاشقانه، غزل‌هاي نوع ديگري نيز دارد. در غزل‌هاي عاشقانه، چنان‌كه گفتيم، موضوع سخن، عشق انساني ملموس و محسوس است. غزل‌هاي سعدي بيش‌تر از اين دسته‌اند و اين نوع غزل است كه در آن، سعدي جوهرشعر غنايي حقيقي و راستين را به نمايش مي‌گذارد و در غزل فارسي از اين نظر هيچ مانندي ندارد.

در غزل عارفانه، كه نسبت اين نوع غزل نيز،‌ به تصديق شاعران عارفي چون عطار و مولوي، به سنايي مي‌رسد، از عشق به معناي وسيع‌تر سخن مي‌رود؛ معنايي كه در حماسي‌ترين شكل آن انسان مي‌كوشد با جهان يگانه شود؛ تا بر احساس بيگانه بودن خود در آن غلبه كند. اين شكل از عشق عارفانه، ‌هم با احساس مذهبي فراگير و پهناور و هم با عشق انساني پيوندي ناگزير دارد. غزل‌هاي عارفانه‌ي سعدي اغلب بيان شاعرانه اين تعبيرند.

اما بخش بزرگي از غزل‌هاي او هم به ادبيات پندآموز تعلق دارد و در اين بخش، نغزترين نمونه‌ي كار او را مي‌توان يافت:

خوي سعدي‌ست نصيحت چند كند گر نكند

مشك دارد نتواند كه كند پنهانش

فروغي در تدوين كليات سعدي، به گفته‌ي خود، غزل‌هاي عرفاني و پند‌آموز سعدي را از ديگر غزل‌ها جدا كرده و در بخشي با عنوان مواعظ آورده است. ضعف اين انتخاب بخصوص در تفكيك غزل‌هاي عارفانه از عاشقانه آشكار است، زيرا بسياري از غزل‌ها حالتي بينابين دارند. از اين گذشته غزل‌هاي عارفانه‌ي نابي هست كه فروغي در اين بخش نياورده است. منظور آن‌كه براي يافتن غزل‌هاي عرفاني يا پند‌آموز سعدي تنها به بخش مواعظ كليات چاپ فروغي نبايد اتكا كرد.

از اين گذشته در بسياري از عاشقانه‌ها و عارفانه‌هاي سعدي بيت‌هاي پند آموزي است كه ضرب‌المثل شده‌اند.

موحد در بخش پاياني كتابش فهرستي از آثار سعدي و كتاب‌هايي را كه درباره او نوشته شده‌اند، ارايه داده است:

آثار سعدي:

از كليات سعدي هنوز چاپ انتقادي معتبري نداريم و آن‌چه امروز به نام كليات سعدي به شكل‌هاي گوناگون منتشر مي‌شود، همان مجموعه‌اي است كه محمدعلي فروغي از 1316 شمسي تا 1320 در چهار جلد منتشر كرد. در حال حاضر بهترين تجديد چاپ اين مجموعه كه بدان چند فهرست مفيد نيز افزوده شده، اين چاپ است: كليات سعدي، به اهتمام محمدعلي فروغي، (با بازبيني بهاء‌الدين خرمشاهي).

از گلستان و بوستان بهترين چاپ انتقادي كه تاكنون داريم، چاپ غلامحسين يوسفي است، با اين مشخصات: بوستان سعدي، تصحيح و توضيح غلامحسين يوسفي، گلستان سعدي، ‌تصحيح و توضيح غلامحسين يوسفي.

شعرهاي عربي و مثلثات سعدي نيز در دو كتاب تصحيح و ترجمه شده است: شرح و تصحيح مثلثات شيخ اجل سعدي، محمدجعفر واجد، و شعرهاي عربي سعدي شيرازي، دكتر مويد شيرازي.

اما درباره‌ي سعدي كتاب‌هاي بسيار معدودي به فارسي نوشته يا از زبان‌هاي ديگر به فارسي ترجمه شده است. فهرست برگزيده‌اي از آن‌ها به ترتيب تاريخ انتشار در ايران به اين شرح است: حيات سعدي، الطاف حسين حالي با ‌ترجمه‌ي سيدنصرالله سروش، شرح حال شيخ بزرگوار سعدي، محمدحسن جابري انصاري، متنبي و سعدي، دكتر حسينعلي محفوظ ، قلمرو سعدي، علي دشتي، حكمت سعدي، كيخسرو هخامنشي، (نويسنده در اين كتاب انتقادهاي دشتي (فصل‌هاي يازدهم و پانزدهم قلمرو سعدي) از حكمت عملي سعدي را به تفصيل ارزيابي كرده و بدان‌ها پاسخ گفته است)، تحقيق درباره‌ي سعدي، هانري ماسه‌ با ترجمه‌ي غلامحسين يوسفي و محمدحسن مهدوي اردبيلي و تكوين غزل و نقش سعدي، دكتر محمود عباديان.