از زندگاني ام گله دارد جواني ام
شرمندۀ جواني از اين زندگاني ام
* * *
گوش زمين به ناله من نيست آشنا
من طاير شکسته پر اسماني ام
* * *
گيرم که اب و دانه دريغم نداشتند
چون مي کنند با غم بي همزباني ام
* * *
دارم هواي ديدن ياران رفته را
ياري کن اي عجل که به ياران رساني ام
* * *
گفتي آتشم بنشاني ولي چه سود
برخاستي که بر سر آتش نشاني ام

 

<><><><><><><><><><><><>
<>  نام اثر : آواز دشتي                  <>
<>  خواننده : محمودي خوانساري    <>
<>  شعر : استاد شهريار                <>
<><><><><><><><><><><><>