تجربه نویسنده

 

یا صمیمیت و صفای مرا به حساب ساده لوحی و حماقت می گذارند یا زیرکی مرا به حساب حقه بازی . برای نویسنده کافی نیست که دیگران بگویند شن های ساحل نرم است . اگر بخواهد نرمی شن های ساحل را با کف پای خود حس کند لازم است خودش با پاهای برهنه روی شن های ساحل راه برود تا با کف پاهای خود حس کند که نرمی آنها تا چه حد است و آیا هیچ گونه زبری دارد یا نه ؟

بعضی از کلمات برای آدم حق حیات دارند و اگر برای انسان حق حیات نداشته باشند لااقل برای یک اندیشه دارند . زیرا گاه هست یک حرفی در درون ما هست و خودمان نسبت به آن آگاهی نداریم . وقتی یک اصطلاح به جایی را می شنویم این اصطلاح و این کلمه خودش منشاء پیدایش اندیشه ای و زاییدن فکری در درون می شود .

برای نویسنده کافی نیست که دیگران بگویند در فلان سوراخ عقربی خانه کرده است بلکه باید این شجاعت را داشته باشد که نیش عقرب را تجربه کند و گرنه نخواهد فهمید درد ناشی از نیش عقرب یعنی چه و طبعا قادر نخواهد بود این درد را توصیف کند .

عظمت واقعی در این نیست که هرگز شکست نخوریم بلکه در این است که هربار شکست خوردیم دوباره برخیزیم .

 

 

آندره ژید