در باره ي خدا

 ON GOD

با انسان از خدا گفتن ، زيباست . ما نمي توانيم به طور كامل ذات خدا را درك كنيم ، زيرا ما خدا نيستيم . اما مي توانيم به شعور خود مجال دهيم تا با تخيلات مشهود خداوند رشد يابد . هنگامي كه عشق مي ورزيد ، مي گوييد : “ خدا در دل من است “ ، بلكه بگوييد : “ من در دل خدا هستم “ . اي هستي آگاه كه پنهان از ديده اي ، در جهان هستي و براي جهان هستي ! تو مي تواني صدايم را بشنوي ، زيرا تو درون مني و تو مي تواني مرا ببيني ، زيرا تو بصيري ، لطف كن و در روح من دانه اي از حكمت بكار تا در جنگل تو ببالد و از ميوه هاي تو بياورد ، آمين !

روح در جستجوي خداست . همان طور كه حرارت به بالا مي رود ، يا آب ، دريا را مي جويد . توان جست و جو و ميل جست و جو ، دارايي ذاتي روح است . و روح هيچ گاه راه خود را گم نمي كند . همان طور كه آب به بالا نمي رود . همه ي روح ها در خداوند جمع خواهند شد .

نخستين انديشه ي خداوند ، يك فرشته بود . نخستين واژه ي خداوند يك انسان بود . خداوند شرارت نمي كند . او به ما خرد و قدرت يادگيري مي دهد تا همواره مراقب دام هاي كمراهي و تباهي باشيم . خداوند ما را ، شبنم و اشك را ، در تشنگي پر از مهر و محبتش خواهد نوشيد . من خدا را مي بينم كه همچون مه از درياها و كوه ها و دشت ها بالا مي آيد خداوند از طريق مشيت خود مي بالد ، و انسان و خاك ، و همه ي چيزهاي روي زمين ، به ياري اشتياقشان ، به سوي خدا بالا مي روند .