عامه مردم در چنبره غم نان گرفتاراند و كسي به فكر شعر خواندن و كتاب خريدن نيست.

عليشاه مولوي - شاعر - با بيان اين مطلب در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت:‌ تقسيم خوانندگان به عوام و خواص، درست نيست؛ ما واژه ای به‌نام شعر داريم كه در هيچ دوره‌اي در كشور ما، عوام با آن ارتباط نداشته‌اند، البته در جهان هم همين‌گونه است.

وي با بيان اين مطلب كه شعر، هنر ملي ماست و ما شاعران صاحب‌نامي در اين حوزه داريم، يادآور شد: با تمام اين اوصاف، نمي‌توان گفت مردم رابطه‌اي نزديك با شعر داشته‌اند، چون عامه مردم فقط ابياتي منظوم با مضامين پند و اندرز را در ذهنشان دارند، پس عامه مردم شعر را خوب نمي‌شناسند. البته با تعريفي كه انگاره‌ها و مولفه‌ها از شعر به ما مي‌دهند، در مطلوب‌ترين شرايط در شعرمان اگر اقبالي هم بوده از طرف خواص و روشن‌فكران بوده؛ نه عامه مردم.

مولوي با اشاره به نيما يوشيج به‌عنوان چهره شاخص شعر مدرن ايران اظهار داشت: نيما پدر شعر مدرن ماست و با آن‌كه از انتشار "افسانه" تاكنون زمان زيادي گذشته است، متاسفانه مردم هنوز نيما را نمي‌شناسند؛ حتا همان مخاطبان خاص هم و اين تعداد كثير شاعران جوان، چه‌قدر نيما را مي‌شناسند؟

وي با اعتقاد بر اين‌كه جامعه ما اكنون در وضعيت گذار دموكراتيك است، افزود: در اين وضعيت، صداها متكثر مي‌شوند و گرايش‌ها متنوع خواهند شد، البته اين خوب است و طبيعي است كه در اين وضع تكثر صدا و تنوع فضا را داشته باشيم.

او همچنين متذكر شد: در دوران گذار دموكراتيك، به رشد ناموزوني در شعر دچار شده‌ايم كه تاثيرات غيرقابل انكاري در فضاي شعري كشور ما گذاشته است. در اين وضعيت، شاعراني، به مخاطب در آينده فكر مي‌كنند و به شعر فارسي هم اعتقادي ندارند، كه از بعضي مثلا مدرن‌ها شروع مي‌شود و تا اخيرا كه رسيده‌اند به نجواهاي پساپست‌مدرنيست‌ها، ادامه دارد. البته در اين‌جا پست‌مدرنيسم مورد بحث نيست و لازم است به توصيه‌ها بسنده كنيم كه آن‌هم بازخواني آثار پست‌مدرن جهان توسط شاعران جوان است؛ تا از اين رهگذر خلط و خطاهاي اتفاق‌افتاده از ذهن و زبان اين دوستان پاك شود. اين گروه، از همه چيز گريزان هستند: از آرمان، ساختار و معنا؛ و معلوم نيست در اين گريزها كه پيامد مركزگريزي است، به كجا پرتاب خواهند شد! كساني هم در اين حركت عمومي جا مانده و در گير رفتار سنتي با شعر هستند.

اين شاعر، در ادامه بحث توضيح داد: در اين ميان گروهي هم هستند كه با نگاهي همه‌جانبه به شعر معاصر از آن خودانگيختگي كاذب و "نارسيسيم" - كه گروه اول دچار آن شده‌اند - احتراز كرده و به مكانيسم‌هاي انحرافي شعر تن نمي‌دهند؛ اين عده بدنه شعر معاصر ايران هستند و شعر معاصر ما، بر شانه قلم اين شاعران رشد مي‌كند كه به‌درستي فاصله واقعيت و حقيقت شعر معاصر ايران را دريافته‌اند. . . >>>

 

سيد فتح الله صدری زاده : آقای عليشاه مولوی در ابتدا می گويد : « تقسيم خوانندگان به عوام و خواص، درست نيست؛ » اما در ادامه مخاطبان و خوانندگان و مردم را به عوام و خواص تقسيم بندی کرده است ! اين جملات را با رنگ آبی در متن مشخص کرده ام .