سيب و سلام و سبد

خانه ي تو آن طرف رود ،

خانه ي من اين طرف رود بود

در وسط خانه ي ما ،

آب بود ،

رود عريضي نه فقط آب و موج ،

آتش پردامنه ي شعله ور،

دود بود ،

پل زدم ،

شعله ي امواج ، پلم را شكست ،

قايق و يك بادبان ،

واي كه در هم شكست ،

مدرسه ها باز شد ،

دفتر و مشق و كتاب ،

نان و آب ،

آن طرف رود ، كتاب دل تو باز شد ،

زندگي آغاز شد ،

خواندني خانه ي من سيب بود ،

سيب ، گلابي ، انار ،

خواندني خانه ي تو ، گل ، سبد ،

خانه ي تو آن طرف رود بود ،

خانه ي من اين طرف رود بود ،

در دل اين خانه ها ،

گر چه جدا از هم و دور از هميم ،

با هميم ،

حرف دل و دفترمان هم يكي است :

سيب و سبد ، گل ، سلام