بي تو مهتاب شبي ، باز از آن كوچه گذشتم ،

همه تن چشم شدم ، خيره به دنبال تو گشتم ،

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم ،

در نهانخانه ي جانم ، گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد ،

عطر صد خاطره پيچيد

زندگينامه و آثار فريدون مشيری