دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست
به فسوسي که کند خصم رها نتوان کرد
* * *
نظر پاک تواند رخ جانان ديدن
که در آيينه نظر جز به صفا نتوان کرد
* * *
 مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست
حل اين نکته بدين فکر خطا نتوان کرد
* * *
 من چه گويم که تو را نازکي طبع لطيف
تا به حديست که آهسته دعا نتوان کرد
* * *
 به جز ابروي تو محراب دل حافظ نيست
طاعت غير تو در مذهب ما نتوان کرد

 

حافظ